قطعىترين سند اسلامى است مقايسه مىكنيم اگر با آن هماهنگ بود آن را معتبر مىشمريم .
اين روشى است كه در احاديث متعددى از معصومين عليهم السلام به ما رسيده است . « 1 » استفاده از اين روش در مورد بسيارى از احاديث نهج البلاغه كاملا ميسّر است .
چرا كه هماهنگى عجيبى ميان محتواى نهج البلاغه و آيات قرآنى مىبينيم گوئى هر دو يك مطلب است كه در سبك عبارت « كلام خالق » و « كلام مخلوق » ريخته شده ، هر دو در اوج فصاحت ، در نهايت انسجام ، در كمال دقّت و ظرافت و نظم و حساب است .
3 - راه سوم براى تشخيص چگونگى سند يك حديث يا يك كتاب « شهرت آن در ميان اصحاب »
يعنى در ميان علماء و بزرگان دين است كه اگر معيار اين باشد اين كتاب نفيس اسلامى در اوج شهرت در ميان همه علماء است ، و همگى با ديده عظمت به آن مىنگرند و پيوسته در كلمات خود به آن استناد مىجويند و روى آن تكيه مىكنند ، و در مطالب مختلف به آن استناد مىجويند ، استنادى كه بيانگر اعتماد آنها به اين كتاب و الاقدر اسلامى است .
4 - راه ديگر براى رسيدن به اين هدف يعنى اعتبار سند يك حديث يا يك كتاب « علوّ مضمون » است .
منظور از « علو مضمون » اين است كه محتوا و مضمون حديثى به قدرى عالى و در سطح بالا باشد كه نتوان احتمال داد از غير معصوم صادر شده باشد و اين معنى در كلمات فقهاى بزرگ در باره بعضى از روايات برجسته و عالى مضمون كه ظاهرا سند معتبرى از آن در دست نيست گفته شده است .
مثلا مرحوم شيخ اعظم علامه انصارى در كتاب « رسائل » در بحث حجيت خبر واحد هنگامى كه به حديث معروف امام حسن عسكرى عليه السلام در مورد تقليد مذموم و تقليد مطلوب مىرسد مىگويد اين حديث ( گر چه حديث مرسلى است ولى آثار صدق از آن ظاهر و آشكار است بنا بر اين نياز به بررسى سند آن نيست ) و فقيه بزرگ معاصر مرحوم آية ا . . .
بروجردى در بحث نماز جمعه هنگامى كه سخن به بعضى از فقرات دعاى صحيفه سجاديه كه با مسئله نماز جمعه ارتباط دارد ، رسيد ، در درسشان مىفرمودند گر چه صحيفه سجاديه ( به عقيدهء بعضى ) با سلسله اسنادى طبق موازين معروف رجال به دست ما نرسيده اما محتوى
هامش
( 1 ) ر ك : به جلد 18 وسائل الشيعه كتاب القضا ابواب صفات القاضى باب 9 .