فراز منار ، و آفتابى در نيمروز است . ابن تغرى بردى مىگويد : « بلند مرتبه و متدين بود ، او و پدر و برادرش شيعه امامى مذهب بودند » « 2 » .
براى اثبات امامى بودن شريف رضى چه دليلى بهتر از قصيده مشهور او در مورد دوازده امام است ، كه در بارگاه امام حسين ( ع ) در كربلا سروده است . وى قصيده را اين گونه آغاز مىكند :
كربلا ، آل مصطفى در تو چه كشيده است ، اى كرب و بلا ، و چنين ادامه مىدهد :
از ميان اين قوم ( قريش ، رسول خدا ، بر طرف كننده مصيبتهاست . زمانى كه مصيبتى روى آورد .
ديگرى داماد اوست كه جان خود را فداى او ( پيامبر ) مىكند و در روز جنگ شمشير خداست .
و او ( على ) نخستين كسى است كه به هنگام دعوت پيامبر ، او را اجابت نمود و كسى بر او پيشى نگرفت .
سپس دو فرزند وى كه يكى با زهر و ديگرى در تشنگى شهيد شدند .
و على ( زين العابدين ) و فرزند وى امام باقر و صادق ( ع ) كه راستگو بود سپس موسى و رضا ( ع ) فرزندان او بودند .
سپس على ( نقى ) ( ع ) و پدر و پسرش ، و آن كس كه فردا امت او را انتظار مىكشند .
( سرافرازىتان به بلندى كوه ، نور و روشنائىتان مانند ماه زمين است ) . ابن عنبة در توجيه زيدى بودن شريف رضى و اين كه گفته است من محقتر از قريش به امامت هستم ، مىگويد : « فكر مىكنم نسبت مزبور به اين خاطر باشد كه شريف رضى اشعارى مانند شعر زير در مورد خود سروده است .
اين ( توئى ) امير مؤمنان محمد خوش تبار و پاك نهاد .
آيا تو را بسنده نيست كه مادرت فاطمه ، پدرت حيدر ، و جدت احمد است ) اشعار شريف رضى مملو ، از اين گونه مدح گفتن است ، وى در مدح القادر باللَّه ( خليفه عباسى ) دو قصيدهاى مىگويد :
در روز مفاخره ميان من و تو تفاوتى نيست ، زيرا هر دو داراى افتخار اصيل هستيم .
هامش
( 2 ) - النجوم الزاهرة ، ج 4 ، ص 240 .