عُرف را به آن بياميزد و به عقل ناقص خود در آن اجتهاد نكند و به تأويل متشابه استنباط رأى روا ندارد از اشتباه شرع به هر يك از بواقى خَلاص مىشود .
و اگر با اين كار استعمال احكام شرع نيز بر وجهى سزاوار شايسته كند با اخلاص نيّت و در آن مستقيم شود و بر يك حال باشد و آداب و سنن را بجاى آورد از جميع اشتباهات بيرون آيد .
و اگر اينها نتواند كرد نظر كند در امر آن حاكم كه بر او حكم مىكند و ببينند اگر نظر او در اين حكم مقصور است بر حقّ صرف و مراعات حال آخرت او مىكند و اگرچه در صورت كار دنيا باشد بداند كه آن حاكم عقل صرف است . البتّه مشايعت او كند و شكر حقّ بجاى آورد .
و اگر نظر او مقصور است بر دنيا ، بداند كه آن حاكم طبعِ صرف است يا طبع آميختهء به شيطنت . يا هوى ، يا عقل منسوب به يكى از اينها ، يا شرع مخلوط به هوا ، يا عُرف غير مقبول عُقلا ، يا عادت رديّهء سُفَها ، و بر هر تقدير البتّه آن امر را ترك كند و پيروى نكند .
و اگر بداند كه منظور نظر او چيست و او را حيرتى رو دهد و در تميز ، بايد كه رجوع به عقل كامل كند ، يعنى با صاحب عقل كامل يا كسى كه نزديك به او باشد در عقل مشورت كند اگر ميسّر شود ، و الّا تضرّع و زارى به درگاه بارى برد و از جناب الهى هدايت و رشد خود يا هدايت به سوى هادى سؤال نمايد . و زينهار كه بىتأمّل در آن امر اقدام نمايد پيش از آن كه حقيقت حال بر او ظاهر شود ، چرا كه بسيار بود كه شيطان شرّ محض را در صورت خير صريح در نظر صاحبش جلوه داده و او را بدين وسيله به شقاوت كشانيده .
پس هركس را ناچار است كه نزد هر خاطرى كه دردل او خطور كند تفتيش
مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة آئينهء شاهى 27
مساهمون: بهراد جعفرى
صآئينهء شاهى ٢٧