تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة رفع الفتنه 28

مساهمون:

صرفع الفتنه ٢٨
رسيديم نحوى ديگر مىباشد ، و با شخصى معاشرت مىكنيم آخر ظاهر مىشود كه اعتقاد او به خلاف آن بوده است كه ما فهميده بوديم و بزرگان را حسود و دشمن بسيار است و افترا بر ايشان بىشمار ، ما را امر فرموده‌اند كه تكذيب چشم و گوش خود كنيم در عيب اهل ايمان ، چه گنجايش دارد كه تصديق خبرى مجهول الكنه كنيم در شَين « 1 » اهل علم و يقين « 2 » بعد از چند سال از گذشتن ايشان . اگر از ايشان منافى تشيّع خبرى رسد بر ما واجب و لازم است كه حمل بر تقيّه نماييم ، چرا كه ايشان در ميان مخالفان مىبوده‌اند در زمانى كه تقيّه شديد بوده و شيعيان مأمورند به كتمان مذهب از اهل خلاف و اظهار موافقت با ايشان ، و اگر از ايشان به نظم يا نثر حرفى رسيده باشد كه با ظاهر شرع درست نيايد چون ايشان مدّعى اينند كه سخنان ايشان رمز مىباشد تا نيك نفهمند كه مراد صاحب سخن چيست چون تكفير و تضليل و لعن و طعن توان كرد ، شايد مقصود ايشان معنى خفى باشد و خصوصاً در اشعار كه مدار آن بر استعاره و مجاز است ، مسلمانان را لعن كردن كارى سهل و آسان نيست ، نَعوذ باللَّه من الجَهل والحِماقة . در حديث آمده كه : « لعن چون از لاعن سر زد اگر آن كسى را كه لعن كرد سزاوار آن هست به او مىرسد والّا برمىگردد به لعن كننده « 3 » » . هرگز داناى كامل نكوهش داناى ديگر نكرده و نمىكند هر چند آن ديگر در طريقت مخالف او باشد ، قال اللَّهُ سُبحانه :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ
هامش
( 1 ) - زشتى ، عيب ، ننگ . ( 2 ) - ب : « ايقان » . ( 3 ) - كافى : 2 / 360 / 6 و 7 .