پوشيده مرقّعَند اين خامى چند * بر بسته ز طامات « 1 » الف لامى چند
نارفته ره صدق و صفا گامى چند * بد نام كنندهء نكو نامى چند « 2 »
امّا صد خار را ز بهرِ گلى آب مىدهند .
در كسوت فقر كاملان مىباشند * در زير نمد اهل دلان مىباشند
مقصود ز صد هزار درويش يكى است * منكر نشوى كه جاهلان مىباشند
* * *
قصّهء اندوه دل بسيار شد ، خاموش شو * هر كه بشنيد اين انِين بيمار شد ، خاموش شو
هيچ دانستى چه آمد رفته رفته بر زبان * آنچه اخفا خواستيشن اظهار شد ، خاموش شو
هامش
( 1 ) - در فارسى به تخفيف ميم به معنى سخنان بىاصل و پريشان گفته شده و در عربى به تشديد ميم مفتوح جمع طامَّه به معنى داهيه و حادثهء عظيم و بلاى سخت و روز قيامت است .
( 2 ) - ديوان بابا افضل . لازم به ذكر است كه ترتيب مصرع ابيات در ديوان مطبوع اين گونه است : « پوشيده . . . . . » « نارفته . . . . . » « بربسته . . . . . » « بدنام كنندهء . . . . . » .