و از افراد انسان « 1 » هر كه اين امانت را كما ينبغى و على حَسَب الطّاقة تحمّل نكند و به پايان نرساند ليكن به قدر وُسع بكوشد در انقياد و اطاعت امامِ والى كند و امداد او نمايد به قدر حوصله و استعداد به نحوى كه از او آيد و رتبهء او آن راشايد ، و بعد از آنكه دانست كه از عهده بيرون نيامده و به مظنّهء جبليّة كاذبه قابليّت و استحقاق تحمّل نموده و بدين سبب برخود ظلم كرده از روى جهل ، پس اعتراف كند به عجز و قصور يا به مخالفت و تقصير در عداد شيعهء امام تواند بود .
و هر كه در مرتبهء حيوانيّت ماند به سبب نقص همچنان ماند « و هُمُ الّذينَ يُلهَونَ عَنْهُمْ » « 2 » .
و هر كه از آن پستتر رود و به علّت عُلُوّ و استكبار و استغراق در جهل و استحقاق نار « كَالْجاحدين و المُكَذِّبينَ » ، يا به دعواى كاذبهء امامت و ولايت و الوهيّت نيز گردن افرازد « كَالْفَراعِنَةِ و الدَّجاجَلَةِ وَ مِنْهُم ابوالشَرورِ المُناقِق كَما وَرَدَ » « 3 » در
هامش
( 1 ) - ب : « انسانى » .
( 2 ) - اشاره به حديث منقول از امام صادق عليه السلام است كه فرموده : « لا يُسأل في القبر إلا مَنْ مَحَضَ الإيمانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الكفَر مَحْضاً و الآخرون يُلْهَونَ عنهم » يعنى : « در قبر جز بندهاى كه در ايمان خود اخلاص ورزيده يا فردى كه خالصاً به كفر گراييده پرسش نمىشود ، و جز اين دو با بقيه كارى ندارند ( نه پرسشى شوند و نه ثوابى برند و نه عقابى كشند ) » . و « محض الإيمان » بر اساس صيغهء فعل ترجمه شد ، و شايد بنا به صيغهء مصدر « مِنْ مَحْضِ الإيمان » هم معنى دهد ، يعنى « سؤال در قبر تنها از افراد كامل الايمان و كامل الكفر است و ناقصان را سؤالى نيست » . ولى اوّلى به احاديث ديگر باب در كافى ( 3 / 235 / 1 ) نزديكتر و بعدى مطابق نظر مؤلّف در رسالهء « پاسخ و پرسش اهل مولتان » است .
( 3 ) - در كتاب شريف معانى الأخبار مسنداً نقل است كه امام صادق عليه السلام در پاسخ أبوبصيردربارهء آيهء عرض أمانت فرمود : « مراد از امانت ، ولايت است و منظور از انسان : أبوالشّرور منافق مىباشد » .
در ضمن در افشاگرى حذيفه نيز نام او از جمله افرادى نقل شده كه قصد كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را در بازگشت از تبوك داشتند .