ايمان كامل و تهذيب اخلاق و اعمال صالحه ، و از انسان به عقل مُستفاد به تحصيل معرفت مطلوبه و از آن به وصول و فناى فى اللَّه كه مقصود بالذّات است از اين تكليف .
و بعضى چون به اين مقام رسند خلافت و نيابت حقّ سُبحانه و امامت و ولايت خلق به ايشان مفوّض گردد تا تكميل ديگران كنند . و اين تكليف ثانى ، اعنى تكليف خلافت و امامت ، مخصوص است به انبياى مرسل و اوصياى ايشان - سلام اللَّه عليهم - و فى الحقيقة ايشان را نيز يك تكليف است ، [ ليكن ] نهايتش بعد از نهايت تكليف ديگران است .
و اين انتقال و امتثال كه مذكور شد تا مرتبهء حيوانيّت جبلّى و ايجادى است كه بى واسطهء انبيا به فعل مىآيد و احتمال عصيان ندارد و از همهء مكلّفين به فعل مىآيد ، و از حيوانيّت به ما فوق آن شرعى و ايجابى است كه به واسطهء انبياست و عصيان در آن مىگنجد و از هزار هزار مكلّف يكى يا دو آن را به انجام تواند رسانيد ، و قابليّت امتثال « 1 » اين تكليف منحصر است در نوع انسان و او ممتاز است به اين قابليّت از ساير موجودات .
و چون اين مقدّمات تمهيد يافت ، گوييم :
امانت در آيه عبارت است از اين تكليف ، و وجه تسميه آن است كه چون امتثال اين تكليف به اتمام آيد تكليف ساقط گردد و به اهلش مردود شود چنان كه امانت به اهلش مردود مىشود .
و حمل اين امانت عبارت است از قابليّت و استعداد آن يا مظنّهء جبلّيّة قابليّت
هامش
( 1 ) - الف : « امثال » .