تكاپوى آن مقصود كوشيدهاند « 1 » و به سر حدّ آن راه نبرده ، چندى سر در بيابان فلسفه نهاده سرگردان ماندهاند ، و چندى در كُنج اعتزال گريخته ، و چندى در سر كوى توقّف و تردّد ايستاده كه :
جبر تند آمد و قَدَر ويران * مركبِ عدل در ميان ميران « 2 »
هر آينه واجب شد فصلى درين باب كه گشايش امثال اين مقاصد و غيره از آن رهگذر مىشود نبشتن ، و بنياد از سخنان اساطين اوليا و ساكنان مسالك كمال انسانى كه در حلّ اين عقده كوشش نمودهاند و به زبان رمز و اشاره از اين مُخَدَّرهء « 3 » خانوادهء ولايت خبر داده كردن ، و بعد از آن آنچه فاتحان ابواب حضايص ختمى كه احياء علوم دين محمّدى از قدم و قلم ايشان در ميان عالَم و عالميان هويدا و روشن گشته بر مقتضاى حكم وقت در اجتلاء « 4 » آن مخدّرهء كريمه گفتهاند بر منصّهء اظهار در جلوه آوردن به منهج صواب اقرب ديد از آن رو كه خاصّهء شريفهء ختمى آنگه روشن گردد و فهواى گفتهء :
وَ إِنّي وَ إِنْ كُنْتُ الأخِيرَ زَمانه * لَآتٍ بِما لَمْ تَسْتَطِعْهُ الأَوائِلُ « 5 »
بر ذائقهء مدارك هوشمندان هويدا شود كه با گفتههاى قُدما در رشتهء انتظام كشيده آيد تا مُقصّران بازار تميز و ناقدان دكّانِ عقل و اختبار ، بلندى مرتبهء هر
هامش
( 1 ) - اصل : « نوشيدهاند » .
( 2 ) - ديوان شاه نعمت اللَّه ولى ، و در آن اين گونه نقل شده است :جبر تند و قَدَر بود ويران * مركب خود ميانشان ميران( 3 ) - پرده نشانيده ، كه در لغت غالباً به دختر و زن اطلاق مىشود .
( 4 ) - آشكار ساختن .
( 5 ) - از أبوالعلاء المعرّى احمد بن عبد اللَّه بن سليمان ، متوفّى به سال 449 ه ق . ترجمه : « هرچند كه من از متأخّرين روزگارم ، ولى چيزى مىآورم كه متقدّمين توان آن را نداشتند » .