تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة ترجمهء حديث معلى بن خنيس 21

مساهمون:

صترجمهء حديث معلى بن خنيس ٢١
يافت مىشود . سىام « نيران » ، نام فرشته‌اى است موكّل بر ادوار آسمان و زمان . فارسيان مبارك مىدانند و ما مىگوييم روزى پسنديده خوب است براى همه چيز ، اسماعيل عليه السلام در اين روز متولّد شده ، خريد و فروخت و زراعت و درخت نشاندن و تزويج و بنا نهادن و همه كار خوب است ، هركس بيمار شود به زودى شفا مىيابد إن شاء اللَّه . حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده هركس در اين روز متولّد شود حكيم [ و حكيم ] و راستگو و مبارك و وفادار خواهد بود و كار او بلند مىشود و هركس بنده [ اى ] از او بگريزد يا چيزى گم كند به زودى مىيابد إن شاء اللَّه « 1 »
هامش
( 1 ) - در باب فيروز دو روايت در كتاب شريف بحار الانوار نقل شده كه در مقام تعارضند ، اوّلى همين روايت مُعَلىّ بن خُنَيس از امام صادق عليه السلام است كه دلالت بر عظمت و شرافت آن دارد ، و ديگرى از امام كاظم عليه السلام است كه آن را از سنّت‌هاى فارسيان بر شمرده كه اسلام آن را محو و نابود ساخت . البتّه هيچكدام از آن دو روايت به سطح صحيح و معتبر نمىرسند كه توسّط آنها بشود حكمى شرعى را اثبات نمود . و بايد دانست كه در روايت معلّى اشكالات ديگرى از جهت مطابقت نوروز بر بسيارى از ايّام ماه‌هاى عربى مترتّب است و هرچه مؤلّف بزرگوار و ديگرى در توجيه آن كوشش كند تنها خود را به زحمت اندازد ، و عيوب آن بر هيچ اهل تأمّلى مخفى نمىماند ، و از اين روايت تنها مىتوان به اين نتيجه دست يافت كه بزرگداشت « روز » اگر تعظيم شعائر كفّار واحياى سنّتى باشد كه اسلام آن را محو ساخته حرام است ، و آن گرچه از شرائط حجّيت خبر خالى است جز آنكه كبراى حكم با ادلّهء عامّه ثابت شود و صغرى با وجدان . و امّا آنچه در فتواى بسيارى از فقها مبنى بر استحباب غسل‌ها و صيام در آن روز نقل شده همه و همه به حسب ظاهر مبنى بر قانون « تسامح در ادلّهء سُنن » در روايت است كه : « مَنْ بَلَغَهُ ثَوابٌ مِنَ اللَّهِ عَلى عَمَلٍ فَعَمِلَ ذلِكَ الْعَمَلَ التماسَ ذلِكَ الثَّوابِ أُوتِيهِ ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنِ الْحَدِيثُ كَما بَلَغَهُ » ، يعنى : « كسى كه در ازاى انجام عملى از خداوند ثوابى به گوش او رسيده باشد و آن عمل را براى دستيابى به آن پاداش انجام دهد ، همان را به او خواهند داد هرچند كه حديث آنگونكه بايد به او نرسيده باشد » . و در شرح آن آمده : « يعني ما إذا كانَ العَمَلُ مَسْنوناً في الكِتاب و السُّنَّة النَّبَويَّة مَنْدوبان يُقَدَّرُ له هذا الثَّواب العاجلُ أو الآجلُ ، وَ إِلّا فلا أجرَ له أبداً - إن لم يكن عليه وِزرٌ - ، لِقَول النّبيّ صلى الله عليه و آله : « لا قولَ إِلّا به عمل ولا قول ولا عمل إلّابنيّة ولا قول ولا عمل ولانيّة إلّابإصابة السّنّة » » . يعنى : اگر آن عمل طىّ آيه‌اى از قرآن يا حديثى نبوى بوده باشد كه براى آن در دنيا يا آخرت ثوابى ذكر شده باشد ، والّا هيچ پاداشى براى آن نخواهد بود اگر برايش بارى متحمّل نگردد ، به جهت اين فرمايش رسولخدا صلى الله عليه و آله كه فرموده : « هيچ گفتارى جز در پرتو عمل فايده‌اى ندارد و نه هيچ گفتار و عملى جز با نيّت و خواست قلبى ، و هر گفتار و عمل و نيّتى بىحاصل است جز آنچه از مجراى سنّت رسم شده باشد » .