تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
بيت
اولى الورى بالحزم اعلمهم به * كم جاهل قصد الصلاح فعاثا « 6 »
و مردم در امور عقلى و فنون عرفى [ 12 ] منقسم شوذ بسه قسم احزم و حازم و عاجز . احزم آنست كى بنور عقل و هدايت خرذ و قوت فكر و تعليم الهام ، مواقع حوادث را پيش از هجوم باصابت فكر منسد [ 13 ] كرده باشذ و طوارق آفات را پيش از ورود بدوافع رأى [ 14 ] صائب استقبال نموذه و بتجارب امور مطالع و مقاطع دواهى معلوم كرده و پشت و روى روزگار به نظر تفكر در عواقب اعمال ديذه و دانسته و رد آن پيش از ورود انديشيذه و دفع آن پيش از وقوع كرده و حادثهءى را كى فردا واقع خواهذ شذ امروز دفع ساخته و خطبى « 7 » را كى [ 15 ] فردا روى خواهذ نموذن امروز بمتانت راى دفع انديشيذه . بيت
تن خوذ را سپر كن مال و ايمن گشتى از آفت * چو نوح از پيش كشتى ساز و گو برخيز صذ طوفان [ 16 ]
و حازم آنست كى قوت بصيرت و مدد تجربت او را از مواقع ذل [ 17 ] محافظت كنذ و چون دور فلك بر غور حزم او بچربذ و واقعهءى نازل شوذ و حادثهءى واقع گردذ بنور خرذ دل بر جاى دارذ و بمصباح عقل خاطر برافروزذ و نفس را از آن ورطه بحسن - التدبير چنان خلاص دهذ كى چشم عقل در جودت رأى او خيره
شرح
( 6 ) - هركس به كارسازى دورانديشى و تأثير آن ، بيشتر آگاهى دارد ، در سود جستن از آن - در كارهاى خويش - بيش از ديگران ملزم است . چه‌بسا نادان كه آهنگ كارى نيك كرد اما كام‌نايافته و حيران و سرگردان از آن دست باز داشته و بازگشته است ( 7 ) - خطب : بفتح اول و سكون ثانى . حال و شأن و كار خواه خرد باشد و يا بزرگ ( ناظم الاطباء )
هامش
[ 12 ] ملك : حزمى [ 13 ] مر : مسدود [ 14 ] مر : آراى [ 15 ] مر : نازله را كى [ 16 ] مر : طوفانرا [ 17 ] مر : خلل