نيابذ و هيچ فتانرا در ذات وى فرصت طعن ممكن نگردذ . لاجرم در دامن آسايش بسر برذ و روزگار در خصب و رفاهت [ 8 ] بپايان آرذ و دليل برين معنى و برهان برين دعوى هم قول حق و لفظ صدق اوست صلى الله عليه و على آله [ 9 ] آنجا كى مى - فرمايذ احترسوا بسوء الظن معنى آنست كى اى طايفه امت و زمره تبعت من بر نفس و مال و عرض و حرمت خويش پاسبانى بينا و حارسى بيدار گماريذ از بذگمان بوذن بر ابناء روزگار و اعتماد ناكردن بر جلادت و شهامت خويش و رعايت كردن زبان از كشف سر و محافظت نموذن آن از اظهار راز و اعلان نهانى [ 10 ] چه گفتهاند :
بيت
زبانا ز دستت برنج اندرم * ببرم سرت تا نبرى سرم
العجز ذل و ما بالحزم من ضرر * و احزم الحزم سوء الظن بالناس « 3 »
و حازم هميشه برأى راست و انديشه صواب آراسته باشذ و قول و فعل او پيوسته بانجاز « 4 » و انجاح « 5 » مقرون و حكما گفتهاند . الحزم مطية النجح و العجز يورث الحرمان معنى آنست كى حزم در امور و بيذارى در وقايع مركوب طالبست سوى مطلوب و بارگير نفس است سوى مقصود و عجز در تحصيل خرذ و تعليم دانش جز حرمان از مراد فايده [ 11 ] ندهذ و جز ضلالت از طريق صواب نتيجه نيارذ و شاعر ميگويذ :
شرح
( 3 ) - درماندگى در كار و سرگردانى ، عين خوارى است و بىگمان ، در دورانديشى ، كمتر زيانى دامنگير مردم نگردد . و هر آينه بهترين دورانديشىها بدگمان بودن در مردم است
( 4 ) - انجاز : بالكسر و زاى هوز . روا كردن حاجت كسى را و يقال : انت على نجز حاجتك . بالفتح و ضم ، يعنى نزديك برواى حاجت خودى اسم است انجاز را ( منتهى الارب - انندراج )
( 5 ) - انجاح : روا كردن و روا شدن حاجت و فيروزمند شدن
هامش
[ 8 ] مر : رفاهيت
[ 9 ] مر : صلوات الله عليه
[ 10 ] مر : از اظهار سخن
[ 11 ] مر : و عجز جز حرمان فايده ندهذ