كى عبارت از آن عقلست اوراست و من بنده اين باب را بقطعهء از نتايج خاطر و بنات فكر كى انتماء رديف آن بعقل شريفست و اعتزاء « 762 » معنى آن بفضل نبيه در مدح ذات كريم او اعلى الله شانه باتمام رسانيذ [ 509 ] و هى هذه
شعر
خورشيذ نورگستر و شاه ستاره جيش * اى از دل تو كرده طلوع آفتاب عقل
فيض حيات باقيه [ 510 ] داذى بنفس جود [ 611 ] * رخسار نفس ناطقه شستى به آب عقل
در بوستان علم دل زير كت گليست * كرده قبول پرورش از ماهتاب عقل
در خواب روى حادثه بينذ حسود و تو * الا جمال نور نبينى بخواب عقل
گويند عقل از دل مستان شوذ نفور « 763 » * فرخ دلت كى مست شذست از شراب عقل
ز اول كى از خداى بجنبش جواز خواست * آثار تو نبشت [ 512 ] قلم بر كتاب عقل
در موج فكر بس كى دل شمس غوطه خورد * تا كرد مختتم بثناى تو باب عقل
شرح
( 762 ) - اعتزاء - بالكسر و زاى هوز بازبستن و منتسب گرديدن عام است از راست يا دروغ ( انندراج ) .
( 763 ) - نفور - براى مهمله كصبور رمنده و گريزنده ( نقل باختصار از انندراج ) .
هامش
[ 509 ] - مر : در مدح ذات كريم و عرض شريف ملكى اعلى الله شانه تمام خواهم كرد .
[ 510 ] - مر : يافته
[ 511 ] - مر : خوذ .
[ 512 ] - ملك نوشت .