يمين « 87 » بنده با تمام جمع اين خدمت * چنان نموذ كى سرمايهء يسار « 88 » نهاذ
كنون دلش بتمناى جود فايض « 89 » شاه * دو ديذه بر ره اوميذ و انتظار نهاذ
هر آن گهر كى نهان بوذ در خزينهء غيب * ضمير بنده درين دفتر آشكار نهاذ
به از منست سك ار در دهان شير هنر * بهيچوقت جهان جنس اين شكار نهاذ
بسا صنم كى بر اوميذ خواستارى شاه * ز ستر « 90 » سينه قدم سوى ره گذار نهاذ
شهنشه از همه برتافت روى و دست قبول * برين كريمه « 91 » گلروى مه عذار « 92 » نهاذ
چو درج فكرت من پر شد از جواهر نظم * قبول شاه برو مهر اختصار نهاذ
هميشه تا كى جهان از براى [ 24 ] دشمن و دوست * بناى [ 25 ] تخت فكند و اساس دار نهاذ
نصيب دشمنت از دهر دار باذ كى بخت * مقام ذات تو بر تخت پاىدار نهاذ
و ديريست تا بنده [ 26 ] را اين سودا در سر بوذ [ 27 ] و اين هوس در دماغ و اين انديشه در دل و اين آرزو در ضمير كى در
شرح
( 87 ) - يمين : كامير . مبارك و سوى راست خلاف يسار - سوگند - افزايش و بركت .
( 88 ) - يسار : توانگرى .
( 89 ) - فائض : فيضدهنده .
( 90 ) - ستر : پوشيدن ، پرده ، حجاب ، نقاب ، پوشش ( فرنودسار ) .
( 91 ) - كريمه : شريف و عالى ( فرنودسار ) .
( 92 ) - عذار : ككتاب در فارسى مجازا بمعنى رخسار و در لغت عرب بمعنى فسار ستور و خط ريش و نشان فسار بر روى ستور آمده است .
هامش
[ 24 ] - ملى : براء
[ 25 ] - ملى : بناء
[ 26 ] - ملى : مرا
[ 27 ] - ملى : است