از وى بپرداخت . « و الفتح من رب السماء مناله بالنصر لا بتكاثر الاجناد » « 450 »
و پس ازو طائر « 451 » آن نور جبروتى « 452 » و رايد « 453 » آن شعاع ملكوتى « 454 » بر نفس پاك ملك راستين « 455 » اسكندر « 456 » جهانگير
شرح
( 450 ) - پيروزى با يارى پروردگار آسمان بدست مىآيد نه بلشكرهاى فراوان .
( 451 ) - طائر : پرنده .
( 452 ) - جبروت . بفتحتين : عظمت و بزرگى ( انندراج ) .
( 453 ) - رايد : كسى كه او را جهت طلب آب و علف فرستاده باشند . جوينده .
طلبكننده . خواهنده . ( فرنودسار ) .
( 454 ) - ملكوت . بفتحتين : پادشاهى پروردگارى ، عالم فرشتگان و باصطلاح صوفيان عالم معنى كه عالم ارواح است و بعضى بمعنى عالم غيب نوشتهاند و در بعضى از رسائل تصوف مسطور است كه ملكوت مقام عبادت فرشتگان است يعنى طاعت و عبادت بىقصور و بىفتور حاصل شود چنان كه مقام عبادت ملائكه است ( انندراج ) .
( 455 ) - راستين : بر وزن آستين بمعنى حقيقى و واقعى باشد ( برهان قاطع ) .
( 456 ) - اسكندر : اسكندر در قسمت اسكندرنامه از شاهنامه مردى بزرگ و اصيل و از نژاد كيان است كه شرف نسبت را با دانش و داد و شجاعت درآميخته و بفتوح عظيم و كارهاى بزرگ نائل شده است . با اينحال يك بار در داستان اردشير و يك بار در پاسخنامه خسرو پرويز بقيصر روم از اسكندر در نهايت بدى ياد شده است و از اينروى چنين بايد گفت كه فردوسى داستان اسكندر را در مورد دوم از شاهنامه ابو منصورى گرفته است كه چند تن از ايرانيان متعصب در آن دست داشتهاند . اما مأخذ كار او در مورد اول كتابى خاص و مستقل بنام اسكندرنامه يا اخبار اسكندر بوده است . ايرانيان هنگام تدوين روايت اسكندر تصرفاتى در آن كردند و اسكندر را كه پادشاهى ايران داشت بنابر عادت ملى از نژاد شاهان قديم ايران دانستند و گفتند كه از ناهيد دختر فيلقوس و زن داراب و بسال از داراى اصغر مهتر بود . اتفاقا بنابر بعضى روايات و حكايات يونانى كه در باب اسكندر وجود داشت پدر اسكندر يونانى نبود بلكه يكى از مصريان بنام نكتانبوس بود . عين اين روايات در زبان فارسى نيز وجود داشت و از اسكندرنامه منبعث بود .
در مجمل التواريخ چنين آمده است كه « در اسكندرنامه گويد بختيانوس ملك مصر حاذ ( ظ : جاذو ) بود ، چون از پادشاهى بيفتاد به زمين يونان رفت متنكر و حيلتها كرد تا خود را به دختر فيلقوس رسانيد بجادوئى . نام وى المفيد ( يعنى دختر اصل : المفيد . و معرب المپياد است ذيل مجمل التواريخ بتصحيح ملك الشعراء بهار ) و از وى اسكندر زاد .
( نقل باختصار از حماسهسرائى در ايران تأليف دكتر صفا ) .