بمعنى جادو و سحر و شعبده و لعبت سازى و همانند آن از اعمالى است كه منشأ آثار خلاف عادت و نمايشهاى غريب شگفتانگيز باشد - امّا در تحوّلات لغوى مانند افسون بمعانى مجازى از قبيل حيله و تزوير و مكر و چشم بندى و تدليس و تمويه و نظاير آن به كار ميرود .
معنى رنگ آميزى نگارگران و نقّاشان كه در فرهنگ اسدى « 1 » و ديگر فرهنگها ضبط و به اين بيت از فرّخى سيستانى استشهاده شده :
همه عالم ز فتوح تو نگارين « 2 » گشته است * همچو آكنده به صد رنگ نو آيين « 3 » نيرنگ
هم ظاهرا از معانى مجازى است بعلاقهء مشابهت عمل نگارگران با نيرنگ سازان كه صور رنگارنگ و اشكال گوناگون نمايش ميدهند .
در اين معنى به صورت وصفى يعنى خود نقّاش و نگارگر نيز استعمال شده چنان كه در اين بيت است از مسعود سعد سلمان :
گويى آن صورتم كه بر ديوار * زده باشدش خامهء نيرنگ
و در معنى اسمى آن گويد :
مگر جهان را اين فصل جادويى آموخت * از آن پديد كند هر زمان دگر نيرنگ
اين چنين قلعه محمود جهاندار گرفت * بدليرى و شجاعت نه بمكر و نيرنگ
خوب روى و ملبسند همه * طرفه رنگند و نادره نيرنگ
هامش
( 1 ) - ص 288
( 2 ) - نگارى : خ .
( 3 ) - نگارين : خ .