تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز المعزمين ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 92

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٩٢
تو مبين ز افسونش آن لهجات پست * آن نگر كه مرده بر جست و نشست چون بخوانى آن فسون بر مرده‌يى * بر جهد چون شير صيد آورده‌يى كان فسون و اسم اعظم را كه من * بر كر و بر كور خواندم شد حسن مارگيرى رفت اندر كوهسار * تا بگيرد او بافسونهاش مار
معزى گويد :
چو كاراسى محدّث وار بر خواند هزار افسان * چو سروانك مشعبد وار بنمايد هزار افسون
در فرهنگ جهانگيرى شاهد آورده است :
روان شود ز ره شيشه صد هزار پرى * چو بر قنينه بخواند فسون احيا را « 1 »
از شعراى متأخر فتح اللّه خان شيبانى گويد :
دم روح الامين باد نوروزى بفيروزى * درختان را چو مريم سازد آبستن بيك افسون
قطران در معنى تعويذ گفته است :
زمانه بر رخت از چشم بد همىترسد * از آن نويسد گردش ز غاليه افسون
صاحب كليه و دمنه در معنى حقيقى آورده است « مردى افسون مىخواند تا ديوى را بگيرد » . كلمهء افسون و فسون از آن معنى كه باز نموديم بنقل و تحويل ادبى در معانى ديگر از قبيل حيله و تزوير و زرق و فريب و بدام افكندن و رام كردن و اطاعت و انقياد و سخنان فريبنده و اعتقادات باطل واهى و كلمات
هامش
( 1 ) - شعر را بمولوى نسبت داده و نگارندهء بنقل و ضبط اشعار و نوشته‌هاى او بىاعتماد است ؟
كنوز المعزمين ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 92 | أبو علي سينا