تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز المعزمين ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 93

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٩٣
ياوهء بىمعنى و ژاژخايى و ياوه‌سرايى و امثال آن استعمال شده كه شواهدش در نظم و نثر فارسى فراوانست . معزى گويد :
خصم تو با فسون و با فسانه كند كار * ليكن بزمانى شود آن كار دگرگون بيچاره نداند كه همى سود ندارد * با دولت و شمشير تو افسانه و افسون دو كژدمند سياه آن دو زلف او گويى * كه دل بر نذر مردم همىبزرق و فسون
مولانا حافظ فرمايد :
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون * نيكى بجاى ياران فرصت شمار يارا سخن در احتياج ما و استغناى معشوقست * چه سود افسونگرى اى دل كه در دلبر نمىگيرد ز انقلاب زمانه عجب مدار كه چرخ * ازين فسانه و افسون هزار دارد ياد « 1 »
فرخى سيستانى گويد :
موفّقى است كه تدبير او تباه كند * هزار زرق و فسون و هزار حيلت و رنك
شيبانى گفته است :
بتا متاب سيه مشك بر سپيد پرند * بدين فسون نتوانى مرا كشيد ببند فرّ فريدون چه سود و فضل فلاطون * چون بفريبد تو را زمانه با فسون

نيرنگ و تنبل و جادو و فرهست

نيرنگ كه بتعريب نيرنج و جمع آن را نيرنجات گويند در اصطلاح
هامش
( 1 ) - در حافظ تصحيح مرحوم علامهء قزوينى « ازين فسانه هزاران هزار دارد ياد » .