شب چهار شنبه است ، اوّل ساعتش و هشتم ساعت « 1 » .
و ليكن « 2 » بايد كه قمر منصرف باشد از مقابله و تربيع « 3 » زحل ، و متوجّه باشد « 4 » بتربيع و مقابلهء مرّيخ .
چون اختيارش بجاى آورده شود بىهيچ شكّى مطلوب ميسّر گردد انشاء اللّه تعالى « 5 » .
الفصل الثانى
آنچه بزحل منسوبست « 6 » فلّاحان و دهقانان و ارباب قلاع و اصحاب خاندانهاى قديم و هندوان و كوهنشينان و پيران و جهودان و چاهكنان
هامش
( 1 ) - ش ( ساعت ) ندارد .
( 2 ) - ليك : ش - امّا : ض .
( 3 ) - ش ( تربيع ) ندارد .
( 4 ) - بود : ش .
( 5 ) - ب « انشاء اللّه تعالى » ندارد - و به حق بايد كه در هيچ كار مخصوصا اين نوع اعمال ترك استثنا نكنند يعنى از بن دندان انشاء اللّه بگويند . - مطلب متن را در هر نسخه بعبارتى نوشتهاند از جمله : امّا بايد كه قمر منصرف باشد از تسديس و تثليث زهره و متّصل بود به مشترى به نظر تسديس و تثليث و يا منصرف باشد از تسديس و تثليث مشترى و متّصل بزهره به نظر تسديس و تثليث تا عمل بىشك بر وفق مراد باشد امّا چون از جهت بغض و عداوت كنند بايد كه در روزها و شبهاى زحل و مرّيخ كند و در ساعت ايشان يعنى ساعت اوّل و هشتم امّا روز سه شنبه و شب شنبه از آن مرّيخ بود و روز شنبه و شب چهار شنبه از آن زحل است و چون عمل دوستى كنى بايد كه قمر منصرف باشد از تربيع و مقابلهء زحل و متصل بود بتربيع يا مقابلهء مريخ تا مراد بىشك حاصل شود انشاء اللّه تعالى : ض ب .
( 6 ) - منسوبند : م ب .