امّا آنچه تعلّق بماهتاب « 1 » دارد : عوام النّاس و پيكان و رسولان و جاسوسان و صاحب خبران و صيّادان .
الفصل الثالث
بدان كه آفتاب ضدّ زحل است و زحل ضدّ قمر است . و قمر و مريخ متّصلاند « 2 » و مشترى ضدّ مريخ و زحل است .
امّا دوستى كواكب با يكديگر چنانست كه « 3 » زحل و زهره دوستانند .
و عطارد و آفتاب دوستانند . و عطارد ممتزج است « 4 » يعنى بهر كوكب كه اتّصال كند مزاج و طبيعت آن كوكب گيرد .
و مضادّات كواكب بحسب جواهر و طبيعت « 5 » و افعال « 6 » باشد ، و به نسبت با مقام « 7 » و مركز زمين « 8 » . و اگر شرح مضادّات كواكب و احوال آن گوييم از فايده بازمانيم « 9 » .
هامش
( 1 ) - بقمر : ش ب .
( 2 ) - زحل ضد قمر است و بمريخ متّصل است : ض . و قمر و مريخ متضادّند : ب تحريفست .
( 3 ) - ش ( چنانست كه ) ندارد .
( 4 ) - هم برجست : ض تحريفست .
( 5 ) - ش : جواهر طبيعت .
( 6 ) - بحسب طبيعت و افعال : ض .
( 7 ) - ماه : ش .
( 8 ) - ض ( زمين ) ندارد .
( 9 ) - علماى نجوم دربارهء تضادّ و دوستى و دشمنانگى ذاتى و اصلى كواكب با يكديگر عقايد مختلف دارند . از جمله عقيدهيى است منسوب بهندوان كه قوّت و ضعف را اعتبار كنند و براى اين مقصود جدولى ترتيب دادهاند كه در كفاية التعليم و كتاب التفهيم