خشم در هم ماليدم . چون آن نقش تباه شد و باطل گشت در حال گوسپندان باز گشتند . و بعد از آن بدفعات رفتم و موم بر آن صورت نهادم هيچ تأثيرى نكرد .
و از اينجا معلوم مىشود كه وقت را تأثير تمام است و همه بيك سان نشايد شمردن . و در اختيار كارها كه مردم پيش گيرند در هر كارى تأمّل كنند و در هر باب بنگرند و دلائل نگاه دارند تا مقصود زود حاصل شود و در عمل خطا نيفتد .
[ قسم اول منقسم بر هفت مقالت ]
مقالت اول - در طبايع حروف
حروف « 1 » ابجد را به چهار قسم كردهاند ، حروف آتشى و خاكى و بادى و آبى را جدا كردهاند ، و فتح را بآتشى و ضمّت « 2 » را بخاكى و كسر را ببادى و جزم را بآبى دادهاند « 3 » چنانك نموده مىشود .
حروف آتشى - ا و ى ل م ن ع .
حروف خاكى - ج ز ك س ف ت ح .
حروف بادى - ه ر ش ث ذ ص ط .
حروف آبى - ب د خ ظ غ ض ق « 4 » .
هامش
( 1 ) - خ ( حروف ) ندارد .
( 2 ) - خ ( ضمّه ) اختلاف رسم الخط .
( 3 ) - خ ( دادهاند ) ندارد .
( 4 ) - قاعدهء تقسيم حروف بيست و هشتگانه را بطبايع و عناصر اربعه و كواكب سبعه و بروج اثنا عشر و ساير امور مربوط بفنون غريبه با اختلاف عقايد و سليقهها در اعتبار دايرهء ابتث و ابجد و اهطم و اجهب و غيره در مقدّمه شرح داديم و گفتيم كه مأخذ و مقياس اعمال مؤلف اين كتاب دايرهء اجهب است . و چون اين مفتاح را در دست داشتيم نسخه را كه در ضبط و تعيين حروف متعلّق بهر عنصرى بسيار مغشوش و