باب ششم : در بيان كيفيت استعانت نفس به بدن و شرح آن « وقت » « 1 » كه وى را حاجت باشد بدين استعانت و « آن وقت » « 2 » كه مستغنى « باشد » « 3 » ازين استعانت و آن « وقت كه بدن » « 4 » ضرر كند و مانع باشد ( مر ) « 5 » نفس را از مقصود خويش .
باب هفتم : در درست كردن ثبات نفس مردم بذات خويش و مستغنى شدن [ او ] « 6 » از بدن و هر چه بدين « پيوندد » « 7 » .
باب هشتم : در تصحيح حدوث نفس با حدوث بدن .
باب نهم : در ذكر برهان بر بقاء نفس و نامردن نفس به مردن بدن .
باب دهم : در « بيان » « 8 » امتناع انتقال نفس از « بدن » « 9 » ببدنى ديگر .
باب يازدهم : در ذكر ( آنكه ) « 10 » قوتهاى نفسانى جمله آلت « نفس واحد است » « 11 » .
هامش
( 1 ) - ل د ح م : قوت - ظاهرا « وقت » صحيح است و در كتاب معاد : « فى بيان ان النفس كيف و متى تستعين البدن و كيف تستغنى عن البدن بل يضرّها البدن » .
( 2 ) - آ : اين وقت - ح م : و آن وقتى - ل د : و آن قوتى .
( 3 ) - نسخ ديگر : شود .
( 4 ) - س آ : وقت كه بدين - د : و آن قوتى كه بدن - ح د : و آن وقتى كه بدن .
( 5 ) - س آ افزوده .
( 6 ) - در نسخ ديگر نيست .
( 7 ) - ل د ح م : تعلق دارد .
( 8 ) - ل م د : برهان - ح : برهان بيان .
( 9 ) - نسخ ديگر : بدنى - صواب همين است .
( 10 ) - نسخ ديگر افزوده .
( 11 ) - آ س : نفس واحدند .