تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نفس ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
« براى » « 1 » آنكه قوام نفس بمادت « نه بسته » « 2 » و عليّت بدن در حق نفس ، « عليّت » « 3 » اعداد است ، اعنى از جهت بدن چون استعداد « بحاصل » « 4 » آيد از واهب صور ، وجود نفس پديد آيد و قوام « وى » « 5 » در واهب صور بسته [ است ] « 6 » نه در بدن ، چنان كه معلوم شد . پس چون [ بدن ] « 7 » باطل شود ، واجب « نيايد » « 8 » كه نفس نيز باطل شود . « برهان » « 9 » ديگر ، « بدانكه » « 10 » جوهر نفس مردم قابل فساد نيست ، « بدان سبب كه » « 11 » هر چيزى كه « او را » « 12 » وجود بفعل « باشد و » « 13 » [ و ] 16 در وى قوت « فساد » « 14 » باشد « پس وجود از يك جهت » « 15 » باشد و قوت
هامش
( 1 ) - آ س : از بهر .
( 2 ) - نسخ ديگر : نيست .
( 3 ) - نسخ ديگر . علت .
( 4 ) - پديد - م د ل حاصل .
( 5 ) - ف : نسق .
( 6 ) - ف ندارد .
( 7 ) - ف ندارد .
( 8 ) - م د : نيست .
( 9 ) - م د ح آ س : برهانى .
( 10 ) - ف بر آنكه - آ س : براى آنكه - نسخ ديگر بر اينكه .
( 11 ) - ف ندارد - خ مانند - نسخ ديگر : براى آنكه .
( 12 ) - ف مانند متن - نسخ ديگر : وى را .
( 13 ) - ف : نباشد - ظاهرا درست نيست .
( 14 ) - م د ح : فسادى .
( 15 ) - ف : وجود بفعل او را جهتى - آ س : وجود بفعل او را از جهتى - ح م د : وجود وى را بفعل از جهتى .