( مستفاد ) « 1 » « گويند » « 2 » . ( و ) « 3 » چون نفس مردم بدين غايت « رسيد » « 4 » در علم ، و اخلاق [ وى ] « 5 » بر جهت فضيلت باشد . ( و ) « 6 » اين غايت « كمال » « 7 » مردم است و درين غايت نفس مردم در « رتبت » « 8 » ملك باشد ، بدان سبب كه نفس مردم » « 9 » جوهريست « عملى » « 10 » چنان كه درست كرده « اند » « 11 » .
و « اين » « 12 » جوهر دو روى دارد : « يكى » « 13 » سوى عقل فعّال ، و آن عقل نظرى است و از آنجا اقتباس « علم مىكند » « 14 » . و « ديگر روى » « 15 » سوى بدن دارد و آن عقل عمليست . و بدين قوت تصرف كند در بدن و هر « آنگه » « 16 » كه نفس مردم از جهت « عقول » « 17 » نظرى « معقولات
هامش
( 1 ) - از اصل نسخه متن ساقط شده و در نسخ ديگر هست .
( 2 ) - نسخ ديگر : خوانند .
( 3 ) - ف : پس - نسخ ديگر مانند متن .
( 4 ) - ل د م س : رسد - ف : رسيده باشد .
( 5 ) - ف ندارد .
( 6 ) - ف افزوده .
( 7 ) - س آ : كار - ف : فعالى نفس .
( 8 ) - ح : مرتبت .
( 9 ) - ف ، او .
( 10 ) - نسخ ديگر ، عقلى - و صحيح همين طور است .
( 11 ) - در نسخ ديگر : آيد .
( 12 ) - م د ح ل : آن .
( 13 ) - م د ل ح : يكى روى .
( 14 ) - ف : كند اقتباس علم - ح : اقتباس علوم مىكند - نسخ ديگر : اقتباس علوم كند .
( 15 ) - ف : يكى - ح س آ م د ل : يك روى .
( 16 ) - د ح ل : و هر آنگاه - ف س آ : و هرگاه .
( 17 ) - نسخ ديگر : عقل .