أكثر أوقات اشعار آبدار بر لوح اعتبار نقش مىنمود ، وبطريق مشايخ كبار بگفتن رباعيات توجّه وميل مىفرمود ، ودر آن چند روز كه در كاشان تشريف داشتند ، از بحر طبع گوهرخيز ، جوهري چند به ساحل ظهور رسانيد كه دست تصوّر هيچ غوّاصى به گرد آن نمىتواند رسيد ، واين رباعي از آن جمله است . رباعيّه :
اى عشق مگر مايهء بود آمدهاى * كز سر تا پا تمام سود آمدهاى
نقصان تو از چشم بد كس مرساد * كارايش دكّان وجود آمدهاى
امّا در اين أوقات كه ابن كمينه از جمع وتأليف اين خلاصه في الجملة فارغ شده بود ، اعني شهور سنهء ثلث وتسعين وتسعمائة ، سيادت پناه مشار اليه بار ديگر بدار المؤمنين كاشان تشريف شريف ارزانى فرموده ، ودر وادى شاعرى چندان ترقّى ازو مفهوم گشت ، خصوصا در فنّ قصيدة وطرز مثنوى كه زيادة بر آن نتوان بود .
والحقّ بىشائبهء اغراق ومبالغه مىتوان گفت كه تا صيت سخنسرايان بلاد خراسان فرو نشسته ، چون أو بليغى از آن طرف برنخاسته ، وتابستان فضل در بلاد فارس وعراقين سرسبز شده چون أو بلبلى به هزاردستان ترنّم نيامده . منظومات قصايد پر جزالتش بر مقتضاى أذهان درّاك نواى عشّاق آفاق شده ، واستعارات مثنويات با سلامتش بر اقتضاى افهام راست ، غذاى پرده سرايان حجاز وعراق آمده . مثنوى مخزن الاسرار شيخ نظامى را تتبّع نموده ، وبه آن طرز أبيات تازه ومعاني بىاندازه در سلك نظم ترتيب داده ، مقالات توحيدش در غايت تازگيست ، ومناجاة ونعتش در نهايت نازكى ، مجازاتش به حقيقت بس دلبر است ، ومعانيش بدرستى وبلندى معجزنما ، حروفش مظهر معاني بكر ، معانيش مبيّن غرائب فكر باجماع مستعدان وأهل اعتبار أو را بر كمال سخنورى ونكتهورى بحذافيرها قدرتى اتمست واين شيوه بر جنابش شايسته ومسلّم .