مىنمود ، وأكثر متداولات معقول ومنقول را مطالعه فرمود ، ودر اندك زماني در ميدان تحقيق مسائل شفا وإشارات ، وتوضيح اشكال رسائل رياضيّات وحكميّات قصب السّبق از اقران در ربود ، وبا وجود صغر سن مهارتش در فنون علوم بجائى رسيد كه در أكثر مطالب عاليهء حكميّات ورياضيّات رسائل وحواشي تصنيف نمود .
وبعد از آن از مشهد مقدّسه سفر كرده خود را بدار السّلطنهء قزوين رسانيد ، ومدّتى نيز در اردوى معلّا به درس اشتغال نمود ، نقوش دقايق طبع نقّاد وذهن وقّاد خود را بر صحائف ضماير علما وفضلا ظاهر گردانيد .
ودر شهور سنهء ثمان وثمانين وتسعمائة از دار السّلطنهء قزوين بقصد زيارة مشهد مقدّسهء رضويّه به دار المؤمنين كاشان خراميد ، وروزى چند درين جانب ساكن گرديد ودر آن أوقات فقير حقير بملازمت آن قبلهء أرباب دانش وبينش رسيده ، آن مقدار صفات حميده ونعوت پسنديده ، چه علمي وچه عملي ، از أو مشاهده شد كه زبان قلم از شرح شمّهاى از آن قاصر است .
وأيضا در آن زمان ميان ابن كمينه وآن والى كشور فضل واحسان چنان موافقتي وآشناييى پديد گشت ، كه رياض انس وحدايق مودّتى كه پژمرده گرديده بود ، در دو سه نوبت صحبت صفت خضرت ونضارت پيدا كرد . وبمجالست ومجاورت آن قطب فلك معاني دل وجان را چنان الفتى ومؤانستى حاصل گرديد كه اين بنده شرح نبذهاى از آن بوسيلت تلفيق ألفاظ وتركيب كلمات از جملهء محالات مىداند ، لا جرم دعاى آن ذات را بر توضيح آن صفات راجح دانسته به اين نظم اكتفا مىنمايد . شعر :
غبار غم به تو اى سرو نوجهان مرساد * بهار عمر ترا آفت خزان مرساد
بنفشهء خط سبزت مباد پژمرده * به لالهزار رخت رنگ زعفران مرساد
امّا با وجود كمال در هر وادى از فنون فضائل ميلش به شاعرى بيشتر بود ،
و