/ 113
مبادا مخالفت من شما را به بلا دچار كند
رهنمودهايى از آيات :
در بخش پيشين ديديم كه قوم شعيب در دفاع از خرافات و بت پرستى مجادله كردند ، امّا شعيب در بيان حق پاى فشرد و احتجاج كرد كه :
1 - خداوند او را هدايت كرده و حجّت آشكارى به او داده است ؛ 2 - حيات شخصى او به بهترين وجه است ؛ 3 - وى نخستين كسى است كه از برنامههاى خدا پيروى مىكند ؛ 4 - هدف او اصلاح وضع فاسد است تا آن جا كه بتواند ؛ 5 - بىتوجّهى قوم اهميّتى براى او ندارد و نوميد هم نيست ، زيرا او به توفيق الاهى به دعوت برخاسته و اعتماد و بازگشت او نه به خود و مردم بلكه به خداست . شعيب به آنان هشدار داد كه ستيزه و مخالفتشان با وى ايشان را همچون / 114 اقوام گمراه گذشته در ورطهء هلاك مىاندازد . قومهاى نوح و صالح و لوط كه از حيث زمان و مكان يا هر دو به آنان نزديكاند بايد مايهء عبرت باشند .
آن گاه شعيب بار ديگر آنان را به آمرزش خواهى و توبه فراخواند ، ليكن پاسخى نيافتند و گفتند : ما بسيارى از سخنان تو را نمىفهميم . معيار ما در ارزش گذارى سخنان ، خود سخن نيست بلكه خود گوينده است . ما در ميان خود تو را ناتوان مىبينيم و اگر پيروان و خاندان تو نبودند سنگسارت مىكرديم . فرمود : « آيا خاندان و قبيلهء من در نظر شما از خدايى كه من و شما را آفريده عزيزتر است ؟ ! » .