راستگويى من و نيز خرسندى من به آن است و در آن تكلّف و تحميلى نمىبينم .
إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ
- تا آن جا كه بتوانم قصدى جز به اصلاح آوردنتان ندارم . » به رغم اختلافى كه در مفهوم صلاح و فساد در بعضى از ابعاد آن است ، بيشتر مردم بر آنند كه دلها را به هم نزديك كردن ، دعوت به پرهيزگارى ، درستى پيمانه و ترازو و اهتمام به حال محرومان و مستضعفان همه صلاح و نيكى است و پيامبر شخصا به كار نيك مىپردازد و اين را دليلى بر حقيقت رسالت اعلام مىكند .
وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ
- توفيق من تنها با خداست . به او توكّل كردهام و به درگاه او روى مىآورم . » ميزان موفقيت برنامههاى پيامبران بالاتر از تمام موازين است زيرا اين موفقيت از عامل ناشناختهاى براى پيروزى بهرهمند است و آن توفيق خدا و درستى بينش پيامبرانه است ، كه به نوبهء خود دليلى بر صدق رسالت است . از سوى ديگر وضع برنامههايى كه به غيب متّكى است و غيب عامل مهمّى در روند آن برنامههاست ، دليل ديگرى است بر درستى رسالت ، و اين همان توكّل است . پيامبر مردى متّكى به غيب است نه تنها در كارها و رفتارش بلكه در انابه به خدا و تضرّع و نماز بسيار و رشد و بردبارى ؛ « 11 » و چنان كه آيه اشاره دارد شعيب به خدا متوجّه بود و انابهء او از پيامبران ديگر بيشتر بود تا آن جا كه گفتهاند : از ترس خدا و شكر گزارى به او به قدرى گريسته بود كه چشمش نابينا شده بود .
/ 116
نشانههاى عذاب
[ 89 ] شعيب قوم خود را از ستيزه و مخالفت با رسالت كه به مجرّد اعلام پيامبرى آغاز شد ، بر حذر داشت و خواست كه آنان را به اين نكته متوجه كند كه
هامش
( 11 ) - به نظر مىرسد كه مطلب چنين باشد : پيامبر متّكى به غيب است نه تنها در انابه و تضرع و نماز و . . .
بلكه در كارها و رفتارش ( مترجم ) .