تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
حساب انديشه از گويندهء آن جداست . اگر روشهاى راعى و اسلوبهاى تبليغ خشم آنان را بر مىانگيزد ، روا نيست كه با مخالفت با انديشهء درست به خود ستم ورزند ، زيرا دچار رنجهاى سختى مىشوند .
وَ يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ
- اى قوم من ! مخالفت با من شما را به كارى وا ندارد تا آنچه بر قوم نوح يا هود يا صالح در همين نزديكى به قوم لوط رسيد به شما نيز برسد . » [ 90 ] آن گاه شعيب از آنان خواست كه خود را اصلاح كنند و از گناهان آمرزش بخواهند تا مبادا گناهان گذشته سبب انكار رسالت و مخالفت اوامر الهى باشد .
وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ
- از پروردگارتان آمرزش بخواهيد ، به درگاهش توبه كنيد كه پروردگار من مهربان و درست است . » دعوت به آمرزش خواهى از آن روست كه گاهى انسان به كارهاى بد خو مىگيرد و چنين مىپندارد كه خدا رهايش كرده و در پى آن نوميدى از رحمت الهى به او دست مىدهد و همهء اينها سبب مىشود كه خود را به دامن كفر بيندازد تا اعمال فاسد خود را توجيه كند . از اينجاست كه شعيب قوم خود را به مخالفت با عادت و اميدوارى به رحمت خدا واداشت . [ 91 ] اينك نوبت قوم شعيب فرا رسيد تا دلايل شعيب را رد كنند ، امّا چه گفتند ؟ و چگونه به ردّ رسالت از نيروى نادانى و ستيزه ، تمسّك به مادّيّات و غرور بهره گرفتند ؟
قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ / 117 لَرَجَمْناكَ
- گفتند : اى شعيب ! بسيارى از چيزهايى را كه مىگويى نمىفهميم . تو را در ميان خود ناتوان مىبينيم ، اگر براى قبيله‌ات نبود سنگسارت مىكرديم . » يعنى اگر عشيرهء تو نبود تو را به بدترين صورت مىكشتيم .