أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ( 85 ) بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ ( 86 ) قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ( 87 )
/ 105
پيمانه و ترازو را كامل كنيد
رهنمودهايى از آيات :
قرآن كريم در بحث از ملّتهاى گمراه ، فرجام مدين ، قوم شعيب ، را يادآور مىشود . اين قوم گرفتار فساد اقتصادى شدند و از پيمانه و ترازو كم مىكردند . شعيب آنان را از اين كار بازداشت و دستور داد كه خدا را بپرستند و از برنامههاى او در زندگى اقتصادى پيروى كنند و به آنان هشدار داد كه به سبب ظلم و رفاه را از دست خواهند داد و عذاب الهى آنان را خواهد گرفت ، و نيز از تباهكارى بر حذر داشت و به رعايت عدالت فرمان داد و يادآور شد كه در صورت پذيرفتن هدايت و رسالت ، خود ايشان منتفع خواهند شد و تأكيد كرد كه وى فقط رسانندهء پيام الاهى است و عهدهدار كارهاى آنان هم نيست . امّا قوم او با اين كه خود او را قبول داشتند دعوتش را نپذيرفتند ، و با آن كه دانستند وى صاحب دين و متعهّد به شعاير و نيز بردبار و رشيد است روا نداشتند كه در كارهايشان مداخله كند و آنان را از پرستيدن خدايانى كه پدرانشان مىپرستيدند باز دارد يا آن كه در كارهاى اقتصادى آزادى آنان را