وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ / 101 وَ مِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ قالَ يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ
- و قومش شتابان نزد او آمدند و آنان پيش از اين مرتكب كارهاى زشت مىشدند ، لوط گفت : اى قوم من ! اينها دختران من هستند .
براى شما پاكيزهترند . » برخى گفتهاند : لوط ( ع ) از آنان خواست كه با دختران امّت كه در واقع دختران خود او ، به سبب ابوّت روحانى و رسالتى ، بودند ازدواج كنند ، و برخى ديگر بر آنند كه مرادش اين بود كه با دختران خود او ازدواج كنند و مىخواست به هر وسيلهء ممكن آنان را از كار زشت باز دارد .
فَاتَّقُوا اللَّهَ
- پس از خدا بهراسيد . » لوط مىخواهد كه به راه تقوا بروند و عادت زشت را رها كنند ، و اين هشدار پس از آن بود كه راه درست اطفاء شهوت جنسى را نشان داده و خواسته بود كه راه شرافتمندانه در پيش گيرند .
وَ لا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي
- و مرا در برابر مهمانانم خجل مكنيد . » اى قوم ، اگر دين نداريد ، دست كم عرف و آيين را رعايت كنيد كه طبعا هتك حرمت مهمان روا نيست .
أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ
- آيا مردى خردمند در ميان شما نيست . » [ 79 ] پاسخ قوم لوط در كمال نرمى و نيز بىشرمى بود .
قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ
- گفتند : تو خود مىدانى كه ما را به دختران تو نيازى نيست . » يعنى دربارهء آنچه به قضيّهء دختران مربوط مىشود ، ناگزير از ازدواج هستيم و اين حقّ ماست امّا اكنون خواستار لذّتى هستيم كه تكليف و مسئوليتى براى ما ايجاد نكند .
وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ
- و تو مىدانى كه ما چه مىخواهيم . » / 102 مىتوان گفت كه قوم لوط قوانين ازدواج را دشوار مىشمردند و از اين رو به انحراف جنسى مىگراييدند و شايد پيامبرشان مىخواست قيود را كمتر كند به دليل