راه راست بود و با تمام نيرو بدان راه فرا مىخواند . هود به آنان هشدار داد كه با ابلاغ رسالت مسئوليت خود را به پايان برده و خداوند قوم ديگرى را جايگزين ايشان خواهد كرد ( نابودشان خواهد كرد ) بى آن كه آنان بتوانند زيانى به وى برسانند ، خدا نگهبان همه چيز است .
شرح آيات :
رسالت هود و ابعاد آن
[ 50 ] خداوند كسى را به سوى عاد فرستاد كه وى را « اخ » مىخواند تا قبول رسالت آسانتر و مطلب روشنتر باشد . هود ايشان را به پرستش خدا و ترك معبودهاى دروغين فرا خواند و از همان آغاز گفت كه بتها دروغى و پليدند . روش او مانند روش پيامبران بود كه در راه تبليغ دين هرگز وقفهاى روا نمىدارند .
«
وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ
- و بر قوم عاد برادرش هود را فرستاديم . گفت : اى قوم من ! خداى يكتا را بپرستيد ، شما را هيچ خدايى جز او نيست و شما دروغ سازانى بيش نيستيد . » اى قوم ، شما با ادّعاى اين كه بتها مظاهر خدا در زمين هستند به خدا دروغ مىبنديد . از اين آيه چنين بر مىآيد كه انحراف اصلى آدمى عادتا اين است كه جوهر دين نه قالب خارجى آن را تغيير مىدهد و در نتيجه همين اصل ، دين كه « امر به عبادت خدا و طرد بتها » بت ، به مفهوم متناقض يعنى « عبادت بتها بر پايهء افترا بر خدا » تفسير مىشود . مثلا / 73 سخن خدا كه فرمود :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
- توجيه مىشود به لزوم اطاعت از هر حاكم ستمگر گردنكش صرفا به سبب اين كه بر مردم مسلّط شده است كه به كلّى با انديشهء توحيد و اطاعت خدا مغايرت دارد . چنين است نزد مسلمانان ، امّا نزد عاد چيزى شبيه آن بود ، به اين معنى كه معبودها را پرستيدند به عنوان اين كه جانشينان خدايند و به عبادت بتها پرداختند به بهانهء اين كه نزد خدا شفاعتگرند .