خداوند به نوح وحى كرد كه مدّت تبليغ او به پايان رسيده است ، زيرا به جز شمارى از قوم او كه ايمان آوردهاند كسى دعوت او را نخواهد پذيرفت و نبايد به كارهاى آنان غمگين شود . بدين سان مرحلهء آمادگى براى عذاب آغاز شد . خداوند به پيامبر خود فرمود / 53 تا كشتى را بسازد و دربارهء گناهكاران قوم با او سخن نگويد و شفاعت نخواهد ، زيرا به ناچار غرق خواهند شد . نوح ( ع ) كشتى را مىساخت و مستكبران بر او مىگذشتند و تمسخر مىكردند ، امّا وى مىگفت : ما نيز روزى شما را تمسخر خواهيم كرد چنان كه شما امروز ما را مسخره مىكنيد ، و آن روز خواهيد دانست كه بهرهء شما عذاب خوار كننده است .
شرح آيات :
از قوم تو جز كسانى كه گرويدند ديگر كسى ايمان نخواهد آورد
[ 32 ] از بارزترين صفات پيامبرى كه انبياى بزرگ از آن برخوردار بودند ، پايدارى و پافشارى در دعوت بى اظهار ناتوانى است . نوح ( ع ) به سبب مجادلهء بسيار با قوم خود ، آنان را رنجانيد تا آن كه خواستار عذاب شدند و گمان كردند كه آمدن عذاب براى ايشان بهتر از دعوت نوح است كه پيوسته و همه جا دامنگير آنان است .
«
قالُوا يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
- گفتند : اى نوح ! با ما جدال كردى و بسيار هم جدال كردى ، اگر راست مىگويى هر وعدهاى كه به ما دادهاى بياور . » نوح ( ع ) شب و روز ، نهان و آشكار قوم خود را به خدا پرستى دعوت كرد و 950 سال در ميان ايشان بود . مدام با ايشان سخن مىگفت و آنان را به سختى بيم مىداد تا اين كه قوم او ملول شدند امّا او نوميد نگرديد . سزاست كه اهل رسالت در هر روزگارى در دعوت اين چنين پايدارى نشان دهند هر چند كه زمان دعوت به درازا بكشد .
[ 33 ] نوح سخن آخر منكران را بى پاسخ نگذاشت ، بلكه بار ديگر به آنان هشدار داد كه خداست كه عذاب را مىآورد نه او ، و وقتى عذاب آمد ، از آن