/ 481 و توان گفت كه معنى اين است : قوم لوط و اصحاب ايكه داراى پيشوايى مشخّص بودند يعنى پيامبر و كتاب ، و چنين نبود كه ما بىهشدار قبلى آنان را عذاب كنيم !
ياران حجر و پناهگاه سنگى
[ 80 ] گواه سوم براى قصّهء ياران حجر ، قوم ثمود است كه برادرشان صالح و به تبع آن همهء رسالتها و پيامبران را تكذيب كردند . زيرا ايمان به پيامبران گذشته در صورت تكذيب پيامبر حاضر سودى ندارد .
وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ
- مردم حجر نيز پيامبران را به دروغ نسبت دادند » .
[ 81 ] خداوند راههاى هدايت را براى ياران حجر نشان داد ، امّا آنان عمدا از هدايت رو گردان شدند .
وَ آتَيْناهُمْ آياتِنا فَكانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ
- آيات خويش را بر آنان رسانيديم ولى از آن اعراض مىكردند » .
[ 82 ] همه اينها به سبب مدنيّت و نيز به جهت رفاهى بود كه در سايهء خانههاى سنگى عالى كه در كوهها تراشيده بودند ، بدان دست يافته بودند .
وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ
- خانههاى خود را تا ايمن باشند در كوهها مىكندند » .
[ 83 ] امّا صيحهء بلندى كه ايشان را فرو گرفت ، خطاى آنان را فاش كرد :
خانهها جاى ارزشها را نمىگيرد ، چنان كه نيروى جسمى آدمى را از انتقام حق حفظ نمىكند .
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ
- صبحگاهان آنان را صيحه فرا گرفت » .
[ 84 ]
فَما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
- كردارشان از آنان دفع بلا نكرد » .