پيداست ، و سرانجام .
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ
- چون صبح طالع شد آنان را صيحه فرو گرفت » .
صبحگاهان صيحه آنان را در گرفت ، چنان كه نتوانستند عذاب را از خود دفع كنند .
[ 74 ] خداوند شهر را بر سر آنان ويران ساخت .
فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ
- شهر را زير و زبر كرديم و بارانى از سجّيل بر آنان بارانيديم » .
« سجّيل » فارسى معرّب است از « سنگ و گل » و به گفتهء ابو عبيده / 479 سنگ سخت است . « 3 » [ 75 ] اينك سرزمينهاى آنان ويران شده است ! كيست كه پند آموزد ؟
طبعا نه همهء مردم بلكه فقط مردم حقيقت بين كه حقايق را از ميانهء نشانهها و علايم كشف مىكنند ، پند مىگيرند .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ
- در اين عبرتهاست براى پژوهندگان » .
امّا كسانى كه ظواهر امور را مىبينند و دچار جمود ذهنى هستند و تنها به تودههاى سنگ مىنگرند بى آن كه بينديشند كه آنها روزى خانههاى آبادى بودهاند ، از قصّهء قوم لوط پند نمىگيرند .
[ 76 ]
وَ إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ
- و آن شهر اكنون بر سر راه كاروانيان است » .
به گفتهء طبرسى مراد اين است كه شهر لوط در مسيرى بود كه مردم براى رفع حوايج از آن مىگذشتند و به آثار شهر مىنگريستند و پند مىگرفتند ، و اين آثار در آن جا بر قرار بود و آن شهر سدوم است .
هامش
( 3 ) - مجمع البيان ، ج 5 ، ص 183 .