تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
سجده كنندگان نبود . » [ 32 ] و خداوند از اين كار ناخشنود شد و به ابليس خطاب كرد :
قالَ يا إِبْلِيسُ ما لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ
- گفت : اى ابليس چرا در جمع سجده كنندگان نيستى . » قواى شرّ در برنامهء آسمانى جايى ندارد و شرور از جانب خدا نيست بلكه بيرون از سنّت الاهى و تمرّد موقّت از ارادهء اوست . از اين رو نشايد كه بشر بر آنها گردن نهد و شرعيّت آن را بپذيرد ، بلكه بايد با آنها مبارزه كند تا به اذن خدا بر آنها پيروز شود . [ 33 ] توجيه ابليس بدتر از كارى بود كه كرد : وى مدّعى شد كه بر آدم برترى دارد ، و دو بار خطا كرد : يكى اين كه : بر اين باور بود كه فرزند آتش از فرزند خاك برتر است و نيز برترى مخلوق به تبار او نه به دانش و فوايد اوست . ديگر اين كه : چون از اوامر خدا با اعتماد به پندار خود سرباز زد ، حتّى اگر هم در جدل بر آدم برترى داشت مىبايست بداند كه سجده به فرمان خدا سجده به آدم نبود بلكه براى فرمان دهنده يعنى خدا بود . مثلا اطاعت تو از پيامبر يا امام در واقع اطاعت از او نيست بلكه از خداست .
قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
- گفت : من براى بشر كه از گل خشك و از لجن بويناك آفريده‌اى سجده نمىكنم . » از اين آيه در مىيابيم كه سرشت آدمى تقدّس نداشت تا انگيزهء سجود / 460 فرشتگان باشد ، بلكه كرامت او از جانب خدا و به قدر اطاعت از اوست . زيرا سرشت او گل خشك بود كه از گل متعفّن به دست آمده بود و بعضى قواى طبيعى از آن گل نفرت داشت ، چرا كه خود را از آن برتر مىدانست . [ 34 ] سركشى از فرمان خدا و مخالفت حق خارج از برنامهء زندگى است و جزئى مقدّر يا امرى مقضىّ نيست . پروردگار ابليس را از مقام اراده و توجيه طرد
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 376 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي