برانگيخته مىشوند مهلت ده . » اينجاست كه قرآن فلسفه وجود فاصلهء زمانى را كه ميان « جزاء » و « عمل در دنيا » هست روشن مىسازد .
[ 37 ]
قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ
- گفت : تو از مهلت داده شدگانى . » فرمود : « اى ابليس به تو مهلت دادم . به بشر نيز به نوبت خود تا زمان محدودى مهلت داده شده است » .
[ 38 ] اين مهلت نزد خدا تا زمان معيّنى است و آدمى آن را نمىداند .
إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
- تا وقتى معلوم . » بلخى گويد : اجل يا زمان وقوع قيامت را مبهم گذاشت و آشكار نكرد زيرا معلوم بودن آن اغرا به گناه است . « 2 » [ 39 ] ابليس بنى آدم را كه باعث آزمايش و نيز ملعون بودنش گرديد تهديد كرد .
قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي
- گفت : اى پروردگار من چون مرا نوميد كردى ، » / 462 خداوند ابليس را پس از آن گمراه كرد كه با آگاهى كامل و قصد قبلى نافرمانى كرد و « باء سببيّه » اين معنا را روشن مىكند . مفهوم آيه اين است كه خدايا ، چون تو مرا آزمودى و من از عهده بر نيامدم ، براى آدميان وسايل آزمون فراهم مىكنم تا آنان نيز به فساد بگرايند ، اين چنين از آنان انتقام مىگيرم . خدا بود كه مىخواست بندگانش را بيازمايد و اينك ابليس به اين مهم پرداخته است ، چنان كه خدا چون بخواهد گروه ستمكار را عذاب كند ، گروهى ستمكارتر را براى انتقام بر آنان مسلّط مىكند و آنان را به حال خود مىگذارد . در حديث قدسى آمده : « الظّالم سيفى انتقم به و انتقم منه » .
امّا چگونه و به چه وسيله ابليس به اغواى بشر پرداخت ؟ اين آيه موضوع را
هامش
( 2 ) - همان منبع ، ص 338 .