كرد و نيز او را از مقام طبيعى كه بدان مأمور بود دور ساخت . آن گاه وى را لعن نمود و وى در سه مرحله سقوط كرد :
اول : خداوند فرمود :
قالَ فَاخْرُجْ مِنْها
- گفت : از آنجا بيرون رو . » كه به سياق آيه مراد افتادن از مقام فرشتگان است ، و برخى به معنى خروج از بهشت يا از آسمان يا از زمين دانستهاند . مقام ملائكه مقام امر است و آنان اوامر خدا را بر طبيعت جارى مىكنند و واسطههاى فرمانهاى الاهىاند . از اين رو اخراج ابليس از آن مقام كه نسبت به ما آسمان است - آسمان در قرآن مصدر امر خداست - نخستين لعنت است .
دوم : پروردگار ابليس را از مقام ساير پديدههاى طبيعى كه به طوع خود تسليم اوامر الاهىاند محروم ساخت و در نتيجه راندهء درگاه شد و خدا فرمود :
فَإِنَّكَ رَجِيمٌ
- كه تو مطرود هستى . » از آيه بار دوم در مىيابيم كه نافرمانى خروج از طبيعت است نه قاعده .
[ 35 ] سوم : هنگامى است كه خداوند بر او لعنت را مقرّر كرد و طبيعت بر ضدّ او شد و خدا فرمود :
وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ
- و تا روز رستخيز از رحمت خدا به دورى . » / 461 لعنت دورى از رحمت الاهى و « يوم الدّين » همان روز جزاست .
مرحلهء پايانى
[ 36 ] مرحلهء دوم از قصّهء « خليفة » تمام شد و مرحلهء پايانى باقى ماند كه عبرت آموزى است و بيش از همه به زندگى ما مربوط است بدين شرح كه ابليس از خدا تا روز قيامت مهلت خواست و خداوند تا روز معلومى فرصت معيّنى به وى داد كه آن پيش از روز رستاخيز يا خود رستاخيز است .
قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
- گفت : خدايا مرا تا روزى كه