تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
ب : مردم در برابر پيامبران دستهايشان را جلو دهانهاى خود گرفتند يعنى كه آنان خاموش باشند . مراد اين است كه به طلب سكوت از آنان بسنده نكردند و به سبب عناد بيشتر دستهاى خود را جلو دهانها نهادند تا عملا نشان دهند كه اساسا به سخن پيامبران گوش نكرده‌اند .
فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْواهِهِمْ
- و آنها دست بر دهان بردند . » برخى گفته‌اند : دستهاى پيامبران را جلو دهانهاى خود ايشان نهادند يا دستهاى خود را جلو دهانهاى پيامبران گرفتند تا آنان را ساكت كنند .
وَ قالُوا إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ
- و گفتند : ما بدانچه بدان مأمور شده‌ايد ايمان نمىآوريم . » نخست كافر شدند و سپس شك كردند ، يعنى از روى عناد به راه كفر رفتند و پس از آن شك كردند ، چنان كه در حديث آمده : « لا تجعلوا علمكم جهلا و يقينكم شكّا . اذا علمتم فاعملوا و اذا ايقنتم فأقدموا » .
وَ إِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَيْهِ مُرِيبٍ
- و در چيزى كه ما را بدان مىخوانيد سخت در ترديد هستيم . » [ 10 ] ج : امّا پيامبران رسالت را به وحى كنندهء رسالت يعنى خدا مربوط ساختند و از نقطهء آغاز شروع كردند و گفتند : « آيا در وجود خدا شكّى هست ؟ اگر چنين است آفرينندهء آسمانها و زمين و گشايندهء آنها پس از بستگى كيست ؟ ! » . / 384
قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
- پيامبرانشان گفتند آيا در خدا آن آفرينندهء آسمانها و زمين ترديد است . » و چون شك دربارهء خدا از ميان رفت هر شك ديگرى دربارهء رسالت باطل خواهد بود ، زيرا خداست كه پيامبران را فرستاده و معجزاتى به دست آنان پديد آورده است . د : پس از آن كه پيامبران مشكل عقلى را چاره كردند يعنى آفرينندهء آسمانها و زمين را ياد آور شدند و گفتند كه شكّى در آن نيست ، زيرا « وجدانى » است ، به انديشهء چاره گرى سبب حقيقى كفر آنان كه مشكل نفسانى بود افتادند و