تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
كه در اين ستون چيست ؟ احتمالا مراد از « عمد » ( ستونها ) تعادل نيروهاى دافعه و جاذبه بين ستارگان است . نيروى دافعه‌اى كه از گردش زمين به دور خورشيد پديد مىآيد برابر است با نيروى جاذبهء خورشيد . از اين رو زمين ميليونها سال در مدار واحدى مىماند . امّا اگر يكى از دو نيرو تغيير يابد ، پى آمد آن خارج از حساب است . در صورت ازدياد نيروى دافعه ، زمين در خط مستقيمى به سوى مجهول رها مىشود و در صورت ازدياد نيروى جاذبهء خورشيد ، زمين به خورشيد مىپيوندد زيرا نهايتا ناگزير مىشود كه حركت حلزونى داشته باشد . مثالى مىزنيم : ريسمانى است يك طرف آن در دست توست و به طرف ديگرش قطعه سنگى بسته شده است . / 287 آن را مىچرخانى و در اين صورت سنگ مىخواهد خود را رها سازد امّا سنگ نه رها مىشود و نه به دستت مىچسبد ، زيرا دو نيروى دافعه و جاذبه برابرند . حال اگر آن طرف ريسمان را كه در دست توست رها كنى ، سنگ خلاص مىشود و اگر در اثناى چرخاندن ريسمان را به دستت بپيچى ، پس از اندكى سنگ به دستت مىچسبد . شايد
عَمَدٍ
- چنين تفسيرى داشته باشد ، و خدا داند .
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
- و سپس بر عرش قرار گرفت . » خداوند سبحان جهان را مانند ساعتى نيافريده كه خود بگردد ، بلكه آن را خلق كرده و سپس بر عرش مستقر شده ، يعنى به تدبير امر پرداخته است ، حتى حركت تو نيز به ارادهء اوست ، تا چه رسد به آسمانها و زمين . خدا بر تمام هستى مسلّط و مدبّر آن است . در برخى از احاديث « عرش » مخلوق دانسته شده است و درست آن است كه « عقلى » است . زيرا احاديث ديگرى نيز هست كه آن را « برتر از هستى و بزرگ‌ترين آن » توصيف مىكند و آن را بر روى آب مىداند ، عقل حكم مىكند كه حدّ خود را نگاه دارى و از نادانسته پيروى نكنى . پيامبر گرامى در ضمن سفارش خود به ابو ذر فرمود :