تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥

ملاقات دو برادر

[ 69 ] برادران نزد يوسف رسيدند . وى برادرش بنيامين را نزد خود نشانيد و در نهان آگاهش ساخت كه او يوسف به چاه افتاده است / 236 و اين اعلام براى آن بود كه از امرى كه اتفاق مىافتاد ناراحت و غمگين نباشد .
وَ لَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ آوى إِلَيْهِ أَخاهُ قالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
- چون بر يوسف داخل شدند برادرش را نزد خود جاى داد . گفت : من برادر تو هستم ، از كارى كه اينان كرده‌اند اندوهگين مباش . » نشانه‌هاى غم بر چهرهء بنيامين پيدا بود و اين غم نه تنها به سبب محنتى بود كه به وسيلهء برادران به يوسف رسيده بود بلكه نيز كارهاى برادران و تمييز در حق او غمگينش ساخته بود ، و يوسف او را به آرامش و ترك غم فرا خواند . [ 70 ] چون يوسف مىخواست برادرش بنيامين را نزد خود نگاه دارد ، پيمانه را كه هم سقايه ( ظرف آب ) و هم صواع ( پيمانه ) بود ، در بار كالاى برادر خود نهاد .
فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ جَعَلَ السِّقايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
- چون بارهايشان را مهيّا ساخت جام را در بار برادر نهاد . آن گاه منادى ندا داد ، اى كاروانيان ! شما دزدانيد . » [ 71 ] از اين تهمت بزرگ سخت متحيّر شدند ، نزد منادى گرد آمدند و از گم شده پرسيدند .
قالُوا وَ أَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ ما ذا تَفْقِدُونَ
- كاروانيان بازگشتند و گفتند : چه گم كرده‌ايد ؟ » [ 72 ]
قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ وَ لِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ
- گفت : جام پادشاه را هر كه بياوردش او را بار شترى است و من ضمانت مىكنم . » گفتند : « پيمانهء ملك را گم كرده‌ايم و پيدا كننده يك بار شتر جايزه مىگيرد و ملك اعطاى جايزه را تقبّل مىكند » .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 195 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي