شرح آيات :
قانون امنيّت
[ 67 ] پيش از حركت فرزندان ، يعقوب سفارش كرد كه نه از يك در بلكه از درهاى متعدّد به شهر وارد شوند : وَ قالَ يا بَنِيَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ - گفت : پسران من ! از يك دروازه داخل مشويد ، از دروازههاى مختلف داخل شويد . » چرا ؟ آيا از چشم حسود بيم داشت ، چرا كه مردانى خوش اندام و زيبا و همهء آنان فرزندانى متّحد از يك پدر بودند ، يا آن كه يعقوب مىخواست ميزان اطاعت ايشان را در غياب او بداند و يا آن كه بيم از آن داشت كه با پيوستن برادر به آنان سلطهشان بيشتر گردد ؟ از سياق سخن پيداست كه احتمال اخير به صواب نزديكتر است ، زيرا يعقوب تأكيد كرد كه « چنين سفارشى آنان را از بلا نمىرهاند و ايشان و نيز حكّام مصر همه در يد قدرت خدايند ، و آدمى بايد از مكر دشمنان بر حذر باشد و به خدايى توكّل كند كه به وى دليرى و فروتنى و نيروى تلاش سودمند داده است » . سخن يعقوب اين بود كه :