معناى واژهها
69 [ آوى ] : پناه گرفت ، ( به منزل خود ) بازگشت .
[ لا تبتئس ] : غمگين مباش . « ابتئاس » غمگين شدن و دچار سختى و اندوه گشتن .
70 [ السّقاية ] : آبخورى ( ظرف ) ، از « سقى » . به گفتهء برخى سقايه و صواع يكى است .
[ العير ] : قافله .
72 [ زعيم ] : سرپرست و عهدهدار ( كار مردم ) يا رئيس .
/ 233
من برادر تو هستم
رهنمودهايى از آيات :
چون يعقوب از فرزندانش تعهّد گرفت ، برادرشان را با آنان فرستاد و سفارش كرد كه همه از يك در وارد شهر نشوند تا از شرّ احتمالى محفوظ بمانند امّا ياد آور شد كه اين راهنمايى نمىتواند مانع قضاى الهى گردد . فرمان از آن خداست و بايد به او توكّل كرد . برادران رفتند و بر حسب سفارش پدر يعنى از دروازههاى متعدّد وارد مصر شدند ، امّا بلا مقدّر بود ، و يعقوب با اين سفارش توانست ميزان اطاعتشان را در غياب او دريابد .
هنگامى كه برادران بر يوسف وارد شدند ، وى برادر مادريش را نزد خود نشانيد و راز را بر او گشود و گفت : « از آزار برادران غمگين مباش » ، و چون بار و بنهء آنان را بستند به دستور او پيمانه را در بار همين برادر ( بنيامين ) نهادند . آن گاه منادى