[ 73 ] برادران خود را از اين تهمت مبرّا دانستند و سوگند خوردند كه « آنان به قصد فساد و دزدى به مصر نيامدهاند بلكه چنان كه / 237 شواهد نشان مىدهد ، براى دريافت آذوقه آمدهاند و سابقهء دزدى نداشتهاند » .
قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ ما جِئْنا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَ ما كُنَّا سارِقِينَ
- گفتند : خدا را شما خود مىدانيد كه ما فساد كردن را در اين سرزمين نيامدهايم و دزد نبودهايم . » گفتهاند : برادران آنچه را دربارهاى خود يافتند به او باز گردانيدند و ادّعا كردند كه اشتباها دربارها گذاشته شده است ، و نيز گفتهاند : چون برادران به مصر در آمدند براى رعايت دينى ، دهن مركبها را بستند تا از كشت زار مردم نخورند و اين همه آنان را معتقد مىساخت كه ملك مصر و بزرگان به صالح بودنشان و نيز پاكى از تهمت سرقت يقين داشتند .
كيفر دزدى
[ 74 ] يوسف پيش از پيدا شدن پيمانه از برادران پرسيد كه « كيفر دزد در دين آنان چيست » ؟ و اين روش تازهاى بود كه مجرم پيشاپيش به كيفر دزد در صورت ثابت شدن اقرار كند .
قالُوا فَما جَزاؤُهُ إِنْ كُنْتُمْ كاذِبِينَ
- كيفر آن چه خواهد بود اگر دروغگو باشيد . » [ 75 ] كيفر دزدى نزد ملل مختلف به سبب اختلاف سطح زندگى آنها متفاوت بود و از سوى ديگر دزدى به هم زدن نظام اقتصادى موجود و قوانين اجتماعى حاكم است و بايد كيفر با آن نظام و قوانين متناسب باشد . در مصر آن زمان كه فراخى معيشت بود ، سرقت خلاف عرف جامعه و كيفرش زدن و زندان بود ، حال آن كه در فلسطين آن روز كه دچار قحط شده بود سارق را به اندازهء دزديش به خدمت مىگرفتند ، زيرا سرقت تجاوز به حقوق مردم بود و انگيزههاى اقتصادى داشت .
از اين روست كه ملك مصر جزاى سارق را بر حسب قانون كشور آنان