تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
خود قرار دهد و وزيرش كند ، / 216 و يوسف پيشنهاد كرد كه او را مدير اموال دولتى قرار دهد چرا كه نگهبانى امين و كاردان است . بدين سان خدا با رحمت واسعهء خود يوسف را صاحب منزلت كرد . و اين پاداش دنيوى بود و پاداش اخروى برتر از اين است و همين پاداش براى مؤمنان و پرهيزگاران نيكوتر است .

شرح آيات :

اينك حقيقت آشكار شد

[ 50 ] رفيق زندانى يوسف نزد ملك آمد و مژدهء حلّ معمّاى سختى را كه بزرگان از گشودن آن درمانده بودند به او داد . ملك فرمان داد تا يوسف را حاضر كنند .
وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ
- پادشاه گفت : نزد منش بياوريد . » امّا يوسف از حضور خوددارى كرد مگر آن كه برائتش اثبات شود و فساد نظامى كه بر اساس آن شخصى را چندين سال به زندان مىافكنند بى محاكمه و تفهيم اتّهام ، ثابت گردد .
فَلَمَّا جاءَهُ الرَّسُولُ قالَ ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ فَسْئَلْهُ ما بالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ
- چون فرستاده نزد او آمد ، يوسف گفت : نزد مولايت باز گرد و بپرس حكايت آن زنان كه دستهاى خود را بريدند چه بود ؟ » يوسف بر پادشاه احتجاج كرد با زنانى كه در آغاز به پاكى او گواهى داده بودند و نيز بر زن عزيز ، زليخا ، كه او را به فسق متّهم ساخته بود استشهاد كرد و ياد آورى شد كه خداى دانا به حيلهء آنان آگاه است .
إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ
- كه پروردگار من به مكرشان آگاه است . » / 217 ظاهرا همهء زنان در توطئه بر ضدّ يوسف همكارى كرده بودند و از اين رو بود كه يوسف را متّهم ساختند و يوسف پادشاه را يادآور شد كه حيلهء شيطانى پايدار نيست .