تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
ساقى كه از راه وحى رهايى او را مىدانست گفت . در آيهء ديگر از قرآن مجيد آمده :
إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ
- . بيشتر مفسّران همين معنى را گفته‌اند و جبّائى نيز همين را برگزيده است . قتاده گويد : « يوسف به كسى كه گمان مىبرد نجات خواهد يافت گفت . . . زيرا وى راستگويى ساقى در رؤيا را نمىدانست . قول نخست درست‌تر است . « 18 » امّا به نظر من « ظنّ » در اين جا در مفهوم اصلى يعنى تصوّر و تخيّل به كار رفته كه حكايت از نبود آگاهى ثابت مىكند ، زيرا كه يوسف ( ع ) آينده را نمىتوانست تضمين كند ، شايد خداوند چيز ديگرى را اراده مىكرد يا آن شخص مىمرد يا نظام ملك تغيير مىيافت يا در كار خدا بدا حاصل مىشد و او را دوباره به زندان باز مىگردانيد يا اعدامش مىكرد . مناسبت « ظنّ » با ما بعدش اين است كه يوسف ( ع ) يقين داشت كه خداوند پاك ارحم راحمين است و دعاى او را اجابت مىكند با اين همه گمان مىكرد رفيق زندانيش نجات خواهد يافت ، / 209 و شايسته چنان بود كه پيش از توسّل به آن شخص به خدا متوسّل مىشد ، زيرا خداوند شايسته‌تر براى يقين بود از اين كه دربارهء كسى خيال كند كه اگر راست مىگفت از حدود قدر مىگذشت و قضاى خدا بالاتر از قدر ، و اراده‌اش بالاتر از سنّت اوست . ليكن شيطان يوسف ( ع ) را شتابانيد و سختيهاى زندان او را واداشت كه به جاى خدا به آدمى پناه جويد .
فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ
- امّا شيطان از خاطرش زدود كه پيش مولايش از او ياد كند و چند سال در زندان بماند . » و چند سالى در زندان ماند تا به راهنمايى پروردگار در بندگى خدا به اخلاص كامل برسد .
هامش
( 18 ) - مجمع البيان ، ج 2 ، ص 234 .