باشد . كسى كه عاطفه ندارد ، يعنى با قرآن دوست نيست ! »
4 . حضرت آية اللّه جوادى : وقتى سورهء « اسرا » از الميزان نوشته شد ، مرحوم علّامه جلسهاى داشتند كه ما نيز شركت مىكرديم و احيانا نكاتى كه به نظر مىرسيد ، به ايشان عرض مىكرديم . در يكى از كلمات آيات آخر سورهء « اسرا » ايشان بحثى كرده بودند كه اين « ال » در كلمه چگونه است ؟ براى جنس است يا استغراق يا عهد ؟ اما وقتى مراجعه كرديم ، ديديم اصلا « ال » در آيه وجود ندارد . به ايشان گفتيم كه « آقا ! اصلا « ال » در اين آيه نيست ! » فرمودند : « بله ؛ تنها خداوند است كه منزّه از خطا و نسيان است . » « 1 »
5 . استاد امجد : علّامه مىفرمود : ما استادى در ادبيات داشتيم كه همهء الفاظ را غلط مىخواند ! با اينكه خوب هم درس مىداد ! و اتفاقا اين دسته بهتر مىفهمند ؛ زيرا حواسشان به مطلب است نه به الفاظ ( ! )
6 . يكى از ارادتمندان تهرانى آية اللّه طباطبائى مىگويد : « روزى به ايشان عرض كردم :
« چگونه است كه در پارهاى روايات براى عمل كوچكى پاداشهاى فراوانى وعده داده شده ! » فرمودند : « مگر بخيلى ؟ ! »
مىتوان آن فرمايش را چنين توضيح داد كه اولا خدا كه هرچه ببخشد از ملك و دارايى او كم نمىشود ، ثانيا بخيل هم كه نيست تا بخلش او را از احسان بازدارد . پس چه مانعى او را از آن پاداشها باز خواهد داشت ؟ ! اين ما هستيم كه ديدهء تنگنظرمان نمىتواند آن را بربتابد .
7 . حجة الاسلام قرائتى : روزى در مسير راه به علّامه طباطبائى - قدس سره - برخوردم . از ايشان خواستم مرا نصيحت كند . فرمود : « بحار الانوار را زياد مطالعه كنيد و از روايتهاى آن ساده نگذريد . » « 2 »
8 . حجة الاسلام ممدوحى : « يكبار اين روايت و كلام امير المؤمنين عليه السّلام كه
هامش
( 1 ) . در محضر بزرگان ، صص 87 و 88 .
( 2 ) . خاطرات ، از زبان محسن قرائتى ، ج 1 ، ص 57 .