تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
به گوش هوش شنيدم كه دوش مىگفتند * كه همچو نالهء نى ، بودشان نوا و نواز بسى دميده در اين جويبار ، سبزه نغز * بسى شكفته در اين بوستان ، شكوفه ناز بسى چميده در اين كوهسار ، كبك درى * بسى رميده به آن ، آهوان مشك‌انداز بسى گذشته از اين شاهراه ، راهروان * كه بود باد بيابان نوردشان ، دمساز بخويش آى و تماشاى پيشتازان كن * كه هيچ نايد از اين كاروان راه ، آواز نشان مهر كه ديده است در سراى سپنج ؟ * جهان بكس ننمايد دو روز ، چهره باز همى برد پى امروز آن‌چه در ديروز * همى كند بسرانجام ، آن‌چه در آغاز به ساز و سوز بهار و خزان شكيبا باش * به تنگناى جهان باش « ورس » را انباز به هرزه راه مپيما و خويش خسته مساز * كه پيش پاى تو باشد ، بسى نشيب و فراز « 1 »
هامش
( 1 ) يادنامه مفسر كبير ، ص 309 - 313 .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 700 | مراد على شمس