تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
به اندوه آينده خود را مباز * كه آينده خوابيست چون پارها فريب جهان را مخور زينهار * كه در پاى اين گل ، بود خارها پياپى بكش جام و سرگرم باش * بهل گر بگيرند بيكارها

« پيام نسيم » « 1 »

گذر ز دانه و دام جهان و خويش مباز * كه مرغ ، با پر آزاد مىكند پرواز به كوهپايه « زان » بامداد با ياران * كه دور باد دل پاكشان ، ز سوز و گداز چه گويمت كه چه مىگفت باد مشك افشان * كه مىگشود به گفتار خود هزاران راز ز من نيوش و مياسا در اين دو روز جهان * كه پيش روى تو ، راهى است سخت دورودراز درختهاى كهنسال « ورس » بر سر كوه * كه ديده‌اند به دامان كوه ، بس تك و تاز
هامش
( 1 ) استاد بزرگوار اين قطعه شعر را كه به‌صورت پارسى سره است در حوالى 1330 هجرى شمسى در دهكده « زان » زير درختان « ورس » سروده‌اند .