برخوردار بودند ، يكى از حاضرين غزلى را مىخواند ، آنوقت مرحوم علّامه به تفسير و تشريح مقصد و مفهوم آن مىپرداخت ، هيچگاه دم از عرفان نمىزد امّا وقتى لب به سخن مىگشود گويى كه تمامى اشعار مثنوى و غزليات حافظ و نيز كلمات عرفا را از بردارد ، از مؤسسين اين درس استاد مكرّم و دانشور گمنام على سعادتپرور بود كه « جمال آفتاب » را با الهام از سخنان علّامه تدوين نمودهاند ، از اين اثر كه شرح ديوان حافظ است و شايد به ده جلد بالغ گردد تاكنون سه جلد بهطبع رسيده است . « 1 »
سيد عبد الباقى طباطبايى گفته است : پدر غزليات و اشعار جالبى داشت كه يك روز تمام آنها را جمع كرد و آتش زد ، هيچكس نفهميد چرا ؟ ( شايد براى پرهيز از شهرتطلبى بوده است ) فقط اشعار خودش نبود ، بحثهاى پرشور تجزيه و تحليل اشعار حافظ هم بود كه همه را يكجا آتش زد ، از ايشان فعلا ده دوازده شعر باقى مانده كه آنها را همچون نوشته و بدست دوستان داده بود ، سالم ماند « 2 » .
هامش
( 1 ) گفتگو با حجة الاسلام و المسلمين امجدى ، روزنامهء جمهورى اسلامى ، دوشنبه اوّل آذر 1372 ، شماره 4195 و نيز مندرج در « جرعههاى جانبخش » ص 216 .
( 2 ) مجلهء جوانان ، شمارهء 821 ، ص 6 ؛ مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 371 .