زياده بر وحدت عددى نيست ؛ در عين آنكه همهء آنها ادله و براهين خود را از قرآن كريم آوردهاند ؛ امّا از اين قرآن غير از وحدت عددى نفهميدهاند .
اين محصّل آنچه اهل بحث در اينجا گفتهاند .
و اما آنچه قرآن كريم دربارهء معناى توحيد مىگويد ، اوّلين گامى است كه در تعليم معرفت اين حقيقت برداشته شده است ؛ ليكن اهل . تفسير و بهطور كلّى تمام كسانى كه با قرآن كريم سروكار داشتهاند ؛ چه از صحابهء رسول اللّه ؛ و چه از تابعين ؛ و چه از كسانى بعد از آنها آمدهاند ؛ همگى اين بحث شريف را دنبال ننموده و مهمل گذاردهاند .
اين كتابهاى جوامع احاديث ، و اين كتابهاى تفسير است ، كه همگى در مرآى منظر ماست ؛ و در تمام آنها اثرى از اين حقيقت به چشم نمىخورد ؛ نه با بيانى كه شرح آيات قرآن را دهد ؛ و نه با طىّ طريق برهان و استدلال .
و نديديم ما كسى كه بتواند از پردهء اين حقيقت برقع برافكند ؛ مگر آنچه در كلام امام على بن ابيطالب عليه افضل السّلام بهخصوص ديده شده است ؛ آرى كلام على اين در بسته را گشود و پرده را برداشت ؛ و با بهترين و روشنترين راهى و واضحترين طريقى از براهين ، حجاب را از رخ آن برداشت .
و عجيب آن است كه بعد از على اين كلام دربارهء اهل فلسفه و تفسير و حديث ديده نشده تا بعد از هزار سال از هجرت در كلام فلاسفهء اسلام « 1 » آمد ؛ و آنها خود گفتند كه ما اين حقيقت را از على گرفتهايم .
هامش
( 1 ) مراد از فلسفه اسلام بعد از هزار سال از هجرت صدر المتألّهين است كه او در كتابهاى خود قائل به وحدت بالصرافه بودن ذات حق شد و اين معنى را بابلغ وجهى بهثبوت رسانيد و كلام ابن سينا را در توحيد عددى بودن ذات حق نفى كرد صدر المتألّهين در حدود سنهء 979 هجريه قمريه در شيراز متولد شده است .